فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
346
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
بيت رأى خود را « 1 » گذاشتيم به رايت * مىسپاريم اين زمان به خدايت چون قاضى مشاهده نمود كه شاه را از سلوك راه اطاعت گزيرى نيست و جز قبول مرافقت طريق تدبيرى نه « 2 » ، فرمود كه ( 183 - ر ) بر ضمير صافى شاه خلافى « 3 » نيست كه رفتن من به عراق امرى متعذّر و جدا گشتن من از حضرت اعلى متعسّر است ؛ چه مهمات كليّه ملكى در عرصهء تعطيل مىماند و مقرّرات امور مملكت در صدد تغيير و تبديل مىآيد . و نيز كسى را كه توجّه به عراق و فارس نمايد ، لا بدّ است از آنكه پيوسته از جانب پادشاهگاه و بيگاه استمالات رسد و امدادات و اسعادات گوناگون همواره از اردويهء همايون نسبت با او متواصل و متوالى باشد و شما را روشن و مبيّن ، بلكه محقّق و مبرهن است كه حضرت حكمت « 4 » منزلت ، برادر عالى مرتبتم القاضى العلّامة و الحبر الفهّامة امام الدّين شيخ على در حقّانيّت صاحب عزيمت راسخ و در علم و هدايت خداوند رتبت « 5 » شامخ است . [ بيت ] علّامة العلماء و اللّجّ الّذى * لا ينتهى و لكلّ لجّ ساحل [ شعر ] قاضى عالم كه جهان پرورست * مسندِ شرعش ز فلك برترست اصلِ حقايق ثَمَرِ فرع او * دارِ امان محكمهء شرع او حُكمِ خدا فتوى نعمانيش * عين هدى حكمت لقمانيش بنابر اين عزم جزم شده كه قاضى قضات مشار اليه در معظّمات ممالك محروسه از فارس و عراق به چشم سير فرمايد و آثار و رسوم بدع و اهوا را از صفحهء روزگار به اثبات ( 183 - پ ) احكام شرعيّه محو نمايد و ابواب اخذ اموال مصالح المسلمين آنچه [ نه ]
--> ( 1 ) . P : را + كه . ( 2 ) . : جملهء « شاه . . . تدبيرى نه » تكرار آمده است . ( 3 ) . F : خافى . ( 4 ) . K : حكيم . ( 5 ) . P : رتبتى .