فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

286

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

و الاقبال شيخ از كتاب مثنوى « 1 » تفاول فرمودند ، اين ابيات لطيف البيان كه از سر آمدن غم و در آمدن شادى نشان مىدهد به فال برآمد « 2 » : ابيات كه از كتاب مثنوى به فال برآمد « 3 » فكرِ غم گر راهِ شادى مىزند * كارسازيهاى شادى مىكُند خانه مىروبد به تُندى « 4 » او ز غير * تا در آيد شادىِ نو زَ اصلِ خير مىفشاند برگِ زرد از شاخِ دل * تا برُويد برگِ سبزِ متّصل مىكَنَد بيخِ سُرورِ كهنه را * تا خرامد ذوقِ نو از ماورَا غم كَنَد بيخِ كژِ پوسيده را * تا نمايد بيخ رو پوشيده را « 5 » غم ز دل هر چه بريزد يا بَرَد * در عوض حقّا كه بهتر آوَرَد خاصه آن را كه يقينش باشد اين * كه « 6 » بود غم بندهء اهلِ يقين گر تُرُش رويى [ نيارَد ] ابر و برق * رَز بسوزد از تبسّمهاىِ شرق سعد و نحس اندر دلت مهمان شود * چون ستاره خانه خانه مىرود ( 150 - ر ) آن زمان كه او مقيم بُرج تُست * باش همچو طالعش شيرين و چُست تا كه با مَه چون شود او متّصل * شكر گويد با تو از سلطانِ دل در منزل سرات « 7 » بندگان حضرت اعلى وقتى كه عروس مخيّله معانق مقيمان حظاير قدس جبروت گشت و قواى « 8 » باطنه مشايع سبحه طرازان ملأ اعلى و ساكنان محافل ملكوت شد . ابيات « 9 » جان قدم از خانهء كثرت كشيد * رخت به سر منزلِ وحدت كشيد توسنِ دل سوى فلك رو نهاد * غاشيهء حاشيه « 10 » يك سو نهاد

--> ( 1 ) . P : حضرت مثنوى مولوى . ( 2 ) . P : « برآمد » ندارد . ( 3 ) . P : از مثنوى مولوى . ( 4 ) . F : ز تندى . ( 5 ) . P : اين بيت را ندارد . ( 6 ) . F : گر . ( 7 ) . P : سراة ؛ K : سراو . ( 8 ) . P : حواس . ( 9 ) . P : شعر . ( 10 ) . F : حاسه .