فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

241

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

بود . چون خدمت مولانا به عزّ مجالست همايون استسعاد يافت و قاضى كه در باب مرافعهء جيلانيان « 1 » يك حمايتش نيكوتر از صد پناه و يك عنايتش به از صد گواه بود ، مولانا را تعريف فرمود و در محفل همايون او را مقام رفيع [ تشريف ] « 2 » نمود و در اثناى محاوره به بيان شافى و برهان وافى ، عجز و ابتهال اميرزاده على و انتساب او به خاندان نبىّ و ولىّ و مدّعى افتقار مردم جيل « 3 » به بيّنه و دليل خاطر نشان همايون كرد و عرق كرم و سماحت پادشاهى را تحريك نمود . لاجرم بحر كرم جوشى و ابر بخشش خروشى كرد و به يك دفعه هزار و دويست تومان كه وجوه تقبّل اهل جيلان « 4 » بود بخشيده گشت و آن مال ذريع « 5 » و عرض رفيع كه هبهء آن در ضمير هيچ كريم سمت تصوير نمىيافت ، به يك بار موهوب شد و حكم همايون نفاذ يافت كه محصّلان وجوه هزار و دويست ( 126 - ر ) تومان بالتّمام از جيلان معاودت نمايند و بدين علّت اصلا تعرّض به ايشان نرسانند . زهى سماحت و جوانمردى كه به يك استماحت چنين بخششى نمايد و نام حاتم را از جريدهء عالم طى كند و شهرت معن بن زايده را از صفحهء جهان به نشر اين عايده بفرسايد ، و چه مناسب حال كرم و افضال اين پادشاه صاحب اقبال است ابيات [ ابو الفضل بديع الزّمان همدانى « 6 » ] كه در مدح ابى على سيمجور حاكم هرات گفته و در اين مقام بر حسب مناسبت بسطت انعام پادشاهى مذكور مىگردد . ابيات عربى « 7 » يا سيّد الأمراء فى الممالك « 8 » * الّا تمنّاك مولى و اشتهاك ابا اذا دعتك المعالي عرف هامتها * لم ترض كسرى و لا من قبله ذنبا اين الّذين « 9 » اعدّوا المال من ملك * يرى الذّخيرة ما اعطى و ما وهبا

--> ( 1 ) . K : گيلان‌يان . ( 2 ) . PF : شريف ؛ K : در بالا به تشريف ، اصلاح شده است . ( 3 ) . K : گيل . ( 4 ) . K : گيلان . ( 5 ) . P : بىدريغ . ( 6 ) . FP : بديع همدانى ، ابوالفضل ، با توجّه به نسخهء K تصحيح شد . ( 7 ) . P : « ابيات عربى » را ندارد ( 8 ) . F : افخر فما ملك . ( 9 ) . F : الذى اعدو .