فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

240

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

اگر بعد از رضاى حضرت اعلى ، اميرزاده على در اداى وجوه پيشكش « 1 » تعلّل نمايد ايشان از خالص اموال و ثمن عقارات خود جواب ديوان گويند . بدين موجب صورت حال معروض نوّاب همايون گشت و امير عالى شأن كه مقبول القول و بلند مكان بود ، در مقام « 2 » شفاعت آن جماعت درآمد . لطف پادشاهى ايشان را نواخته ، رقم عفو بر جريدهء احوالشان كشيد و حكم شد كه امير مشار اليه ، امير عبد الكريم را استصحاب فرموده با عساكر جرّار متوجّه پايهء سرير اعلى گردد . امير اعظم معزّز و مكرّم به اتّفاق عساكر و جنود در بلدهء قم به عزّ خدمت حضرت اعلى سرافراز شد ، و امير عبد الكريم در جوار امير كريم خزيده و حصين حمايت آن كوه مكين حصين حصين ديده ، به خدمت نوّاب مشرّف شد و جرائم او به زلال عفو پادشاهى محو گشت . و در هنگامىكه رايات همايون به جهت دفع شرر شرّ شيخ صدر « 3 » اردبيلى - چنانچه بعد از اين ان شاء اللّه مذكور گردد - متوجّه صوب آذربايجان « 4 » بود ، در حوالى سلطانيهء مولاناى اعظم ، استاد الافاضل ، اسناد الائمّة الأماثل ، مولانا شمس الدّين محمّد الحنفى كه از قدماى علماى قزوين و صاحب رتبت « 5 » افاده و تدوين بود ، به رسم شفاعت ( 125 - پ ) مردم جيلان بر حسب التماس اميرزاده على به اردويهء همايون پيوست و در مخيّم اقبال قاضى القضات صفى الملك عيساى « 6 » ساوجى ، كه مدار فلك اختيار بر محور ارادت او داير و جواد « 7 » عزايم خسروى در لجام كام او ساير بود ، نزول كرد و قاضى را وسيله ساخته ، التماس نمود كه نوّاب كامياب از وجوه تقبّل جيلان كه هزار و دويست تومان بود ، تخفيفى شفقت فرمايند كه ثقل اين مال ايشان را در دام نكال كشيده و در اداى اين خرده ، بزرگان ايشان بسى ملال ديده‌اند ؛ و كجا كسى را تصوّر بود كه تمام آن وجوه بخشيده گردد ، بلكه ملتمس مولانا تخفيفى [ و ] جهت اميرزاده على تحصيل « 8 » تشريفى

--> ( 1 ) . P : اداى آن ( 2 ) . P : مكان . ( 3 ) . P : « صدر » ندارد . ( 4 ) . K : آذربيجان . ( 5 ) . F : رتبت + و ( 6 ) . F : عيسى . ( 7 ) . F : جود . ( 8 ) . P : تحصيلى .