فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
239
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
اگر پرتوى افتد از قهر شاه * به گردون بلرزد به خود مهر و ماه اگر كوه در پيش آن تف شود * به يك لحظه چون قاع « 1 » صفصف شود به خاك ار رسد پرتوى زان عتاب * به شكلِ كلوخى نشيند در آب ( 124 - پ ) صورت عرضه داشت اميرزاده على آنكه : اين فقير غلام و چاكر پادشاهم ، اگر بندگان حضرت اعلى يك چاكر را به رسم داروغگى گيلان روانه گردانند ، اين بنده تمام ولايت جيلان « 2 » را به دو سپرده ، خود متوجّه زيارت كعبهء معظّمه شود . القصّه ، تقبّل نموده كه به هر چه مراد و مقصود نوّاب باشد ، عمل نمايد و امير عبد الكريم را با كسان معتمد خود به پايهء سرير اعلى فرستد و مبلغ يكهزار تومان به رسم ساورى نوّاب پادشاه و مبلغ صد تومان جهت امرا و بندگان درگاه روانه گرداند . امير اعظم چون دانسته بود كه نايرهء قهر « 3 » پادشاهى مشتعل و خاطر همايون به طلب انتقام از بىادبى اميرزاده على مشتغل « 4 » است ، به تضرّع ايشان التفات نفرمود و « 5 » روز جمعه جارچيان را فرمود كه جار كنند كه فردا عساكر همايون به جانب رودبار كوچ نمايند و بلاد جيل را در زير حوافر خيل فرسايند « 6 » . نصف شب شنبه ديگر باره رسل جيلان « 7 » به اتّفاق جميع سادات و قضات بر درگاه امير اعظم فراهم آمدند و نفير تضرّع و زارى برداشته و به روح بزرگوار حضرت رسالت پناهى توسّل نموده ؛ حضرت امير را به زارى ايشان زارى آمد و از فرياد ايشان بيزارى حاصل گشت و تعهّد فرمود كه اگر اميرزاده [ على ] ، عبد الكريم را به موجبى « 8 » كه قبول نموده با هزار و دويست تومان جهت خزانهء عامره و صد تومان به رسم پيشكش امرا روانه گرداند ، امير ( 125 - ر ) مشار اليه هم صورت عجز و ابتهال او را به عرض نوّاب ديوان اعلى رساند « 9 » . در زمان كاركيا سيّدى احمد مبلغ هزار و دويست تومان خطّ داد و جهت زيادتى اعتماد ساير سادات و قضات و اعيان شهر قزوين بر آن ضمانى نوشتند و تعهّد نمودند كه
--> ( 1 ) . F : عاق . ( 2 ) . K : گيلان . ( 3 ) . F : قهر + و . ( 4 ) . PF : مشتعل . ( 5 ) . K : و + به . ( 6 ) . F : بفرسايند . ( 7 ) . K : گيلان . ( 8 ) . F : موجب . ( 9 ) . KF : رسانيدند .