فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
177
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
چو آن گَرد سوى هوا برشتافت ( 94 - ر ) * بجنبيد و چرخ فلك نام يافت به جانب اعداى مخذول روان شدند و بايندر بيك « 1 » در عقب به ايلغار [ شتافته ] « 2 » بديشان ملحق شد . لشكر چغتاى و تركمان را از استماع اين خبر ، جگر خون و خون از « 3 » ديده بيرون شد . نه پشت مخالفت و نه روى مراجعت . نه دست انتصار و نه پاى فرار . دولت برگشته و در نكبت سرگشته . به هر حال اعتضاد « 4 » تمام به قلاع سيرجان و كرمان داشتند ، لا جرم عيال و اطفال را با احمال و اثقال در آن قلعه گذاشتند و خود با لشكر در ناحيهء كرمان مجتمع گشتند و دل بر مرگ نهاده ؛ خواستند كه كوششى نمايند ، اگر دولت مساعد باشد ، شايد فرصتى يابند و الّا به رجعت قهقرى از مداين و قرا گذشته ، به جانب گرگان و طبرستان شتابند . امراى عظام را رأى بر آن قرار گرفت كه نخست افتتاح « 5 » به فتح قلعهء سيرجان كنند كه اعتضاد آن مخاذيل و متحصّن عيال و اطفال ذليل ايشان است . به عزم محاصره در دامن قلعه نزول كردند ؛ و آن قلعهاىست كه از فرط حصانت به احصار گردون همسرى و در ارتفاع به اورنگ كيوان برابرى مىكند ، مذاهب بروجش چون طريق فلك البروج به مذهب حكيم مبرّاء از خرق و التيام و سطوح بيوتش چون فوق سطح فلك الافلاك معرّا از احاطهء اوهام . ابيات فرشش ز محيط خاك برتر * سطحش به سماك ماه همبر ( 94 - پ ) انديشه اگر برو برآيد * در باديه او ، به سر درآيد مه چون برسد برابر او * چون حلقه بود بر درِ او كيوان ز فراز آسمانش * آورده چراغ پاسبانش « 6 »
--> ( 1 ) . KP : بك . ( 2 ) . P : ايلغار + شتافته . ( 3 ) . F : ز . ( 4 ) . P : اعتضادى . ( 5 ) . F : افتاح . ( 6 ) . P : فاقد اشعار بوده و گويا در حاشيه آمده است .