فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
161
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
وفات سلطان خليل « 1 » چون قهرمان ديّان بر سلطان آيت : إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ [ 15 / 42 ] خواند و در حوالى خوى شحنهء جزا بر او حكم قضا راند ، امراى لشكر پريشان شدند و كار ممالك آغاز بىسامانى كرد . بعد از فراغ از جنگ ، مهماد بيك الپاوت و قراملك تواچى را در چنگ قتل و هلاك كشيدند و ايشان بىسعى فرار به سر حدّ ديار ( 86 - ر ) فنا رسيدند . اميرزاده عثمان ميرانشاهى كه در صدمهء اوّل كوششهاى مردانه كرد و منغلاى لشكر [ همايون ] را از جاى برداشته [ بود ] « 2 » ، چون ديد كه سعادت مساعد نيست و قضا موافق نه و چراغ وادى ايمن به دم سرد يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ [ 61 / 8 ] مرده نخواهد شد ، فرصت فرار غنيمت شمرده با معدودى [ چند ] به جانب سهند كه محلّ اردويهء سلطانى « 3 » بود ، ميل كرد و متعلّقان را فراهم آورده در گوشهاى متحصّن شد « 4 » و حال خود را به لسان عجز و ابتهال معروض پايهء سرير حشمت و اقبال گردانيد . لطف حضرت اعلى قلم نسخ بر صحيفهء « 5 » جرم او كشيده ، [ نسخهء ] آمالش را به توقيع [ رفيع ] عفو محقّق
--> ( 1 ) . P : جاى عنوان را بياض گذارده است ( 2 ) . PF : ندارد ، از K افزوده شد ( 3 ) . P : اردويهء سلطان ، K : اردوى سلطان ( 4 ) . P : گشت . ( 5 ) . P : ندارد ؛ K : صفحهء