فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

141

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

عظام مثل عمر بيك چاكرلو « 1 » و اسكندر بيك پيلتن با پنج هزار تن از جوانان كار و هژبران شير شكار در مقدّمه روان گردند و آب خوى را كه چون خوى از جبين خوبان و چون آب لطافت از چهرهء محبوبان ، بر سطح گل و سبزهء ( 74 - پ ) آن سرزمين روانه است گرفته ، لشكر سلطان را از عبور منع نمايند . سليمان بيك « 2 » با امراء امتثال حكم همايون نموده از ساروسو « 3 » به تعجيل روان گشتند و از راه تكه « 4 » تاش و سقماناباد « 5 » بر لب آب خوى نزول نمودند . بعد از فرستادن امرا « 6 » ، امر اعلى به ارسال استمالت نامه به صوب حكّام اطراف و دعوت ايشان به موايد لطف و احسان نفاذ يافت . چون موكب خيرانديش در رودخانهء ارجيش نزول فرمود ، امرا و اشراف همچو وفود نعم و الطاف ربّانى از جوانب به ظلّ رايت فلك حمايت خاقانى التجا نمودند و وفود ايشان به مصاحبت فتح و نصر الهى « 7 » از فحواى إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً [ 110 / 1 ، 2 ] اخبار مىنمود ، و همچنين روز به روز امداد عساكر تزايد و تضاعف مىپذيرفت و رايت سعادت هر روز همچو شجرهء طوباى « 8 » افراخته ، افراخته‌تر و چراغ دولت همچو « 9 » قبس وادى ايمن هر لمحه افروخته‌تر مىگشت ، تا به اندك زمانى لشكرى ذرّه شمار در ظلّ اعلام خورشيد فلك اقبال التيام پذيرفتند . از زمين تا آسمان آوازهء كرّ و فرّ و از آسمان تا زمين نداى فتح و نصرت « 10 » [ گرفت ] . [ شعر ] تا زمين و آسمان پر ذرّه و انجم بود * لشكرت از انجم و از ذرّه افزون باد و هست مهر رويت همچو روى مهر پر نور است و باد * صبحِ تيغت همچو تيغ صبح گلگون باد و هست

--> ( 1 ) . K : جاگيرلو ( 2 ) . KP : بك ( 3 ) . P : صار و سو ( 4 ) . P : سكه تاش ؛ K : تنگه تاش ( 5 ) . K : سكمان آباد ( 6 ) . P : امراء اعلى ( 7 ) . KP : آلاهى ( 8 ) . P : طوبى افراخته‌تر ( 9 ) . P : همچون ( 10 ) . P : ظفر