فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

مقدمهء مصحح 21

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

مربوط به رويدادهاى سلطنت او بود ، به فرجام نرسيد . چون نويسنده با بايسنغر و امير سليمان بيك رابطهء نزديك و دوستانه‌اى داشت ، نتوانست در آذربايجان زير دست جانشينان آنان بماند و ناچار به اصفهان بازگشت . پس از عزل بايسنغر از سلطنت تا سال 907 / 1501 ، هيچگونه اطّلاعى از زندگى و فعاليت‌هاى فرهنگى و سياسى فضل اللّه در دست نيست . در شوّال همان سال رسالهء هداية التصديق الى حكاية الحريق را در محلهء جى اصفهان نگاشت . از ظاهر امر چنين پيداست كه در اين دوره نويسنده خلوت گزيده و به تدريس و تأليف مشغول بوده است ؛ چنان كه در سال 909 / 1503 ، كتابى از او در دست داريم به نام ابطال نهج الباطل كه ردّى بر كتاب نهج الحقّ علّامه حلّى است و به قول مينورسكى - كه به تبع وى ديگران نيز همان نظر را مطرح كرده‌اند - آن را در ربيع الاوّل همان سال در كاشان ايران به پايان رسانيده است . استاد منوچهر ستوده با استناد به حكايتى كه فضل اللّه بن روزبهان در پايان كتاب مهمان نامهء بخارا آورده است ، بر اين باور است كه تأليف كتاب در كاشان ايران و پيش از فرار نويسنده به ماوراء النهر انجام پذيرفته است : در تاريخ سنهء عشر و تسعمائه كه اين فقير از عراق به خراسان آمدم و در اواخر ربيع الاوّل به زيارت مشهد رضوى على ساكنه السّلام فايز شدم . « 1 » نظر استاد ستوده و ديگران در اين مورد ، قابل درنگ است ؛ زيرا در اين سال ، شاه اسماعيل صفوى ، مرادبيك آخرين مدعى قدرت و وارث سلطنت آق قوينلو را در نواحى جبال - كه در اين ايّام ، عراق عجم خوانده مىشد - مغلوب و منهزم كرد و بدينگونه آن سرزمين را به قلمرو خود افزود . مراد بيك به شيراز ، كه هنوز به قلمرو آق قوينلو تعلّق داشت ، فرار كرد . شاه اسماعيل ، ناگزير لشكر به فارس كشيد و شيراز را در ربيع الاوّل 909 / 1503 تسخير كرد « 2 » . ديگر اينكه كاشان از قديم الايّام بر خلاف اصفهان از مراكز مهمّ شيعهء اسماعيلى به شمار مىآمده و نمىتواند محلّ امنى براى فضل اللّه باشد « 3 » . دليل

--> ( 1 ) . مهمان نامهء بخارا ، 351 ؛ مينورسكى مقدمه عالم‌آراى امينى ، 7 . ( 2 ) . جنگ چالدران ، 51 ، 52 ؛ شاه اسماعيل اوّل ، 287 - 289 . ( 3 ) . مختصرى در تاريخ اسماعيليّه ، 61 .