فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

مقدمهء مصحح 20

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

885 / 1480 ، بوده و دو سال بعد ، يعنى به سال 887 / 1472 ، سخاوى را ملاقات كرده است ، كه با اين وصف نويسنده به سال 860 / 1455 ، چشم به جهان گشوده . اين نظريه به دو جهت با رويدادهاى زندگى مؤلف سازگار است ؛ نخست اينكه در كتاب خود سلوك الملوك مىنويسد : « اين فقير در سنهء ست و ثمانين و ثمانمايه در دار الاسلام مصر معظمه با سلطان الملك الاشرف قايتباى ، ملك مصر - رحمة اللّه عليه - مصاحب بودم . » « 1 » و دو ديگر اينكه در رسالهء هداية التصديق الى حكاية الحريق ، آنچه دربارهء آتش سوزى مسجد النبى شنيده را گزارش كرده است . چون اين آتش سوزى به سال 886 / 1471 ، روى داده ، مىتوان گفت كه نويسنده احتمالا در پايان سال مذكور به مدينه رسيده است . فضل اللّه سرانجام در حدود سنين سى سالگى از مدينه به زادگاه خود باز آمد . در بازگشت از سفر دوم به شيراز ، بيشتر اوقات خود را به تأليف و تدريس مىگذراند ، چنان كه در آن سامان بر شرح تجريد ، حواشى و بر كتاب محاكمات ، تعليقاتى نوشت و به گفتهء خودش « بعض اوقات را مصروف تأليف كتاب بديع الزّمان فى قصّة حىّ بن يقظان مىساخت . » پس از آنكه كتاب را به پايان رسانيد ، تصميم داشت تا بار سوم به سفر حج برود . او در اين سفر به آذربايجان رفت و در شعبان 891 / 1486 ، به اردوى تابستانى سلطان يعقوب در سهند رسيد . در همان جا زمين ادب بوسيد و كتاب پارسى بديع الزّمان را به او تقديم داشت ، متأسفانه گزارش نويسنده دربارهء سالى كه به دربار پيوست ، ناقص و گمراه كننده است ؛ زيرا نويسنده دو تاريخ : 891 / 1486 و 892 / 1487 ، را براى پيوستن خود به دربار ذكر كرده است « 2 » . جلد نخست عالم‌آراى امينى اندكى پس از مرگ سلطان يعقوب ( 896 / 1490 ) به پايان رسيد . نويسنده ناگزير با افزودن مطالبى دربارهء بايسنغر - كه كودكى بيش نبود - و وزيرش امير سليمان بيك بيجن ، اثر خود را به وى تقديم كرد و در آن گزارش سلطنت او را به جلد دوم كتاب وعده داد « 3 » . بايسنغر در رجب 898 / 1493 ، معزول شد و جلد دوم ، كه

--> ( 1 ) . سلوك الملوك ، 214 . ( 2 ) . عالم‌آراى امينى ، 69 ، 71 ، 220 . ( 3 ) . همان ، 53 .