فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
66
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
ورق شد . جهت خرج عوايد سفر تا از مواهب ملك منعام به التثام حجر و مقام مشرّف شد و به زيارت مدينهء طيّبه ، على ساكنها [ أفضل ] الصّلوات الطّيّبات ، منبع فضل و شرف گشت . در اثناى اين سفر خطير به حفظ و قرائت « حاوى صغير » فوز كبير روى نمود . بعد از معاودت به شيراز كه مسقط الرأس « 1 » و [ مهبط ] استيناس است از رتبت مباحثهء منقولات ، به اوج مطالعهء معقولات ، تدرّج دست داد . صفحهء « شمسيهء » نهار « 2 » به ارقام مباحثات منطقى مشحون بودى و « حواشى مطالع » صبح به قرائت « شرح مطالع » و « حاشيه » مقرون ؛ تا از « طوالع » انوار كلام « لوامع » آثار افهام بر « مواقف » عاطر مستهام تافت و مقاصد قوم را به « تجريد » عقايد از موجبات لوم « ملخّص » دريافت ، همچو نرگس دود چراغ خورده و از سر تقويت دماغ كرده ، به هدايت فطرت ، در گلستان « حكمت عين » بر گشود . در قدم مشّائيان دويده و « اشارات » « 3 » شان فهميده و در تحقيقات « شفاء » شان رنجها كشيده ، باز با « 4 » اشراقيان آشنايى كرده و از شهاب « قبسات » روشنايى برده . در « تلويحات » ناشيه از « اشراق » « 5 » فهم ايشان با افاضل « مطارحات » انگيخته و « هياكل » شيخ افاضل حمايل طفل خرد ساخته و بر « 6 » رقبهء ادراكش آويخته . در رياضت اوقات جهت فهم رياضيّات از مهندس طبع مستقيم نهايت ( 32 - پ ) ادراك هيأت « 7 » افلاك نموده و در تحرير مطالب « مجسطى » و اگر « 8 » بصر بصيرت و نظر فكر بر اشكال اثيريات گشوده ، باز مضمون يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ « 9 » [ 21 / 104 ] خوانده و جواد فكرت در ميادين مهمّات « 10 » فقه و دين رانده . بر « منهاج » اصول اجداد كه فروع اولاد را متابعت آن طريق سداد است « 11 » ، در اصول و فروع شرايع دين ،
--> ( 1 ) . F : رأس ( 2 ) . P : انهار ( 3 ) . P : اشارت ( 4 ) . P : به ( 5 ) . P : اشراف ( 6 ) . P : در ( 7 ) . P : سنيه ( 8 ) . P : و اكدّ ؛ K : واقد ( 9 ) . F : لكتاب ؛ با توجه به نسخه P و قرآن مجيد تصحيح شد . ( 10 ) . P : مهدات ( 11 ) . P : سدادت