فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
30
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
هر آينه از اجتماع اين خصال سبع كه چون كواكب سيّار هر يكى در فلك مكارم اخلاق مدارند ، طهارت حسب بايندرخان و فضيلت ايشان بر ساير ملوك رفيع « 1 » الشّان روشن و مبيّن و مثبّت و مبرهن است ، و چون مكارم اخلاق و طيب اعراق ملوك و خواقين در امرا و عساكر سارى و حكم النّاس على دين ملوكهم ، بر عامّهء بشر خصوصا [ اين خصال ] بر خواصّ لشكر جارىست . امرا و رؤوس ، بل عامهء عساكر و اجناد آق قوينلو به تحقّق اين خصال نسبى و حسبى در ميان ساير امرا و اجناد عالم رو سفيد و بواسطهء اقتدا به مكارم سلاطين عالى مقدار و خواقين نامدار ، خود صاحب جدّ جديد و بخت سعيدند و همگنان به صحّت اعتقاد معروف و به اجتناب از بغى و فساد موصوف . لا جرم آثار رحمت واسعه كه ارباب مائهء تاسعه را شامل حال گشته بود ، موجب آن شد كه تخت « 2 » نامدار خلافت در اين سر سال صد به وجود ملوك بايندرى سمت تشرّف « 3 » يابد و اطراف و اقطار ممالك آذربايجان « 4 » و عراقين « 5 » و فارس و كرمان تا به لب آب سند به حسن محافظت و يمن اجتهاد عساكر آق قوينلو مهبط احسان و منزل امن و امان گردد و اولاد و احفاد فيروز پادشاه اوغوز كه بواسطهء ( 17 - پ ) ركضات ملوك چنگيز خانى در اطراف دنيا تفرّق ايادى سباء « 6 » يافته بودند ، هر فرقه به ناحيهاى فتاده و هر جمعى به گوشهاى رو نهاده ، فرقهاى در روم از اولاد پادشاه عالى مكان ، الغازى فى سبيل اللّه ، سلطان عثمان - تغمّده اللّه برحمته - باب استيلا و سلطنت گشوده و فرقهاى ديگر به ايالت ممالك ديار بكر اكتفا فرموده ، قبايل اين فرقه را جمعيّتى بكمال از ميامن افضال ذو الجلال روى نمايد . و سرّة البين ممالك و قرّة العين عالم در تحت ايالت و حكومت ايشان در آيد . هر آينه آفتاب سعادت و اقبال از مطلع حشمت و جلال عالى حضرت صاحب قران - البسه اللّه جلابيب « 7 » الرّحمة و الرّضوان - سر بر زد و نهال دولت و اقبال از حدايق مساعى آن حضرت روى زمين را رشك جنان و روضهء رضوان ساخت - و الحمد للّه على ذلك .
--> ( 1 ) . P : عظيم ( 2 ) . P : بخت ( 3 ) . KP : شرف ( 4 ) . K : آذربيجان ( 5 ) . P : عراق ( 6 ) . K : تفرّقوا أيدى سباء ( 7 ) . F : جلابيت