فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

29

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

محقر بايرى از اطراف مملكت صرف بايد « 1 » نمود ، خواطر شريفهء ايشان به بذل آن سماحت مىنمايد و اخراج ذراعى « 2 » از حدود مملكت از حوزهء تصرف و تملّك اصلا تجويز نمىفرمايد . خصلت خامسه : ( 16 - پ ) عفّت و قطع اطماع از اعراض مردمان ، و اين شيمهء محموده در ملوك بايندر و عساكر آق قوينلو به اتمّ وجهى حاصل است . چه دامن عفّت « 3 » ايشان هرگز به طمع بضع كسى آلوده نگشته و همواره در حفظ عرض دوست و دشمن ساعى و مبالغ بوده‌اند . چنانچه بسيار مشاهده رفته كه اين طايفه بر اعدا ظفر ديده‌اند و عيال « 4 » و اطفال ايشان را در قيد « 5 » اسر كشيده‌اند و به هيچ گونه در خواطر ايشان انديشهء فسادى خطور نكرده و طمع تصرّفى به هيچ وجه بر ضمايرشان عبور ننموده . و بىتكلّف ، عساكر آق قوينلو به فضيلت عفت ، امتيازى تمام از ساير اجناد و عساكر عالم « 6 » دارند و در حفظ اعراض و « 7 » رعايت خانوادهء « 8 » مسلمانان به افراط مبالغ و ساعىاند - جزاهم اللّه تعالى احسن الجزاء . خصلت سادسه : شفقت و قلّت طمع بر اموال مردمان ، و اين خصلت در ملوك بايندرخان بكمال موجود است ، چه ايشان بنابر سماحت و شفقت بر رعيت در بسيارى از حقوق كه توفيه آن شايد ايشان را مستحبّ باشد ، اهمال مىنمايند و « 9 » به غير خراج واجب به قدرى كه يراق « 10 » خاصه و مواجب را كافى باشد ، اكتفا مىنمايند « 11 » نه آنكه چون ديگر ملوك به اسم خارج و خراج آب زندگانى را از جويبار ابدان رعيّت استخراج نمايند . خصلت سابعه : بذل اموال و تفقد احوال خواص و عوام رعايا ، و اين سيرت پسنديده در ملوك بايندرخان بكمال است ، چه پيوسته خوان « 12 » احسان ( 17 - ر ) ايشان در [ تمام ] عالم گسترده و عامّهء اولاد آدم از سفرهء مكارم ايشان نوالهء مقصود برده . غنى و درويش را به احسان تعميم فرموده و بر بيگانه و خويش « 13 » نعم بىدريغ تقسيم نموده‌اند .

--> ( 1 ) . P : مىبايد ( 2 ) . P : و نزاعى ( 3 ) . P : جمعيت ( 4 ) . P : اعيان ( 5 ) . P : بند ( 6 ) . P : دايم ( 7 ) . P : او ( 8 ) . P : خوانواده / خانواده ( 9 ) . P : و + بقيه ( 10 ) . P : به عقدى كه بر او ( 11 ) . P : فرمايد ( 12 ) . K : خان ( 13 ) . P : خويش + كه