سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 88
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
مرتد مىشدند على القاعده به دين زردشتى سابق خود كه هنوز ملوك و اسپهبدان ، ترك آن نگفته بودند برمىگشتند . و ثانيا لشكر فرستادن حضرت امير المؤمنين براى تنبه اين قوم متنصر و بردن زن و فرزند ايشان را به ديار عرب قضيهء مهمى است بهخصوص در عهد حضرت امير المؤمنين كه مسلمانان از اختلافات داخلى فراغتى نداشته به نقاط بعيده نمىپرداختند . حتمى است كه مورخين طبرستان دربارهء آن به اين اشارهء اجمالى قناعت نمىكردند . ثالثا اسم « بنو ناجيه » يا « بنو حاجيه » كه به طايفهء مذكور اطلاق مىشود حاكى است كه از اقوام عربستان بودهاند . رابعا اسير و گرفتن زنان و فرزندان و آنها را صدها فرسخ از وطن خود دور گردانيدن با اقدام اخير مصقله منافات دارد . خامسا مفاد عبارت ابن اسفنديار اين است كه حضرت امير المؤمنين شخصا مباشر تنبيه و سركوبى آن قوم گرديد ليكن سيد ظهير الدين مىنويسد كه مصقله را براى اين كار فرستاد . 4 - كتاب صنيع الدوله كتاب « التدوين فى جبال الشروين » كه موضوع بحث ماست عبارت است از ديباچه ، و يك مقدمهء علمى راجع به اصل و نژاد سكنهء قديم طبرستان و زبان آنها و جغرافياى كنونى سوادكوه ، و اجمال وقايع تاريخى مازندران و علماء و رجال سواد كوه ، و يك جدولى كه به آخر كتاب افزوده است ، ما نظريات خود را راجع بهر يك از اين قسمتهاى مختلفه جداگانه بيان مىنماييم : 1 - در ديباچه با لهجهء مخصوص نويسندگان عصر استبداد سفر ناصر الدين شاه