سيد ظهير الدين مرعشى

مقدمه 84

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

را اساس كتاب خود قرار داده و مستقلا از آنها بحث بكند ، و وقايع قريب صد و پنجاه سال از عهد اسفنديار تا عصر خود را به آخر آن علاوه نمايد . به‌علاوه فصل اول و سيم و چهارم كتاب ابن اسفنديار را حذف كرده است . ليكن در سنين بعد نسخهء ابن اسفنديار معروف گرديده و علاقمندان به علم تاريخ به تكثير آن پرداخته‌اند و در اين ضمن - بچه ملاحظه بوده - وقايع صد و پنجاه سال را از كتاب مولانا اولياء اللّه به آخر نسخه‌هاى آن علاوه و الحاق كرده‌اند . اين نكته قابل توجه است كه مولانا اولياء اللّه كه نسخهء منحصر بفرد يا كمياب كتاب ابن اسفنديار را مكتوم داشته و خواسته است مطالب آن را به اسم خود معروف نمايد - امروز از كتاب او نسخه‌يى پيدا نيست و ما پس از گذشتن ششصد سال سرقت او را كشف و به محافل علمى اعلان مىنماييم و از آن طرف كتاب ابن اسفنديار بر خلاف اراده و قصد او از بين نرفته و در عالم تأليفات مقام مهمى را احراز مىنمايد . 3 ) سيد ظهير الدين در اواسط كتاب خود ، يعنى پيش از آنكه شروع به ذكر خروج سيد قوام الدين و شرح استيلاى اخلاف او بكند - در ضمن چند فصلى مدت حكمرانى هريك از ملوك طبرستان را - از آل دابويه ، و آل پادوسپان ، و باوندان ، و قارنوندان ، و آل زيار ، و نواب خلفا ، و سادات زيديه مرتبا ذكر مىنمايد و در واقع فهرستى و جدولى است كه اگر قابل اعتماد بودى يكى از قسمت‌هاى عمدهء آن كتاب را تشكيل مىداد ، ليكن متأسفانه مطالب متن كتاب كه در فصول سابقه ذكر كرده اغلب متناقض با اين جدول و مكذب آن است به‌علاوه اساس و مبدأ قسمت آن مبتنى به اشتباه و خلط عجيبى است . ما بدوا براى تناقض و مخالفت جدول با مطالب متن كتاب چند مثال و نمونه ذكر كرده بعد به بيان اين اشتباه و خلط مىپردازيم : 1 ) وفات عبد اللّه بن وندا اسيدا از سلسلهء پادوسپانى مطابق جدول ( صفحهء 320 )