سيد ظهير الدين مرعشى

مقدمه 85

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

در سال 236 هجرى است و اين مخالف است با آنكه در متن گفته كه عبد اللّه « در عقب حسن بن زيد كه داعى الكبير او را مىخوانند فرستاد و بياورد » « 1 » زيرا فرستادن مردم مازندران در عقب داعى و خروج او در سال 250 هجرى است . 2 ) وفات « ونداد هرمزد » از قارنوندان مطابق جدول ( ص 322 ) در سال 154 هجرى است و از طرف ديگر قيام و خروج او را بر ضد تسلط عرب و قتل عام مسلمين در سال 169 مىنويسد « 2 » . 3 ) وفات جعفر بن شهريار از آل باوند مطابق جدول ( ص 323 ) در 224 هجرى است و اين مخالف است با آنكه قتل او را در متن در اوايل خروج داعى كبير يعنى در حدود 252 نوشته است « 3 » . 4 ) جلوس شروين بن سرخاب باوند مطابق جدول ( ص 323 ) در سال 158 و وفات ونداد هرمز در سال 154 است و اين مخالف با متن است كه اين هر دو را معاصر مينويسد « 4 » . اما اشتباه و خبطى كه گفتيم : در يادداشتهاى گذشته بيان كرديم كه ابن اسفنديار استقرار تسلط گاوباره را در طبرستان در سال سى و پنجم از تاريخ عجم كه مىگويد : « به نو نهاده بودند » دانسته و مدت سلطنت او را پانزده سال مىنويسد . مطابق گفتهء او ابتداى سلطنت دو سلسلهء دابويه و بادوسپان سال پنجاهم تاريخ مذكور مىباشد . و بيان نموديم كه در خصوص اين تاريخ عجم دو احتمال مىتوان داد : يكى تاريخ يزدگردى معروف كه از سال يازدهم هجرت شروع مىشود و ديگرى تاريخ مخصوص كه اسپهبدان طبرستان وضع كرده بودند و از سال سى و يكم هجرت شروع مىشود .

--> ( 1 ) سيد ظهير الدين چاپ دارن صفحهء 53 ( 2 ) سيد ظهير الدين چاپ دارن صفحهء 235 ( 3 ) سيد ظهير الدين چاپ دارن صفحهء 278 ( 4 ) سيد ظهير الدين چاپ دارن صفحهء 155