سيد ظهير الدين مرعشى

مقدمه 81

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

نمىبرد و ظاهر مسئله اينست كه او هرگز تأليف ابن اسفنديار را نديده و اسم آن را نشنيده است ليكن ما وقتى كه كتاب او را مطالعه مىنماييم مىبينيم قسمت كلى مطالب آن از كتاب ابن اسفنديار اقتباس گرديده سهل است كه طرز بيان و تعبير هم تغيير نيافته ، بلكه در بسيار جاها اگر ابن اسفنديار شعر فارسى يا عربى به مناسبت آورده ، و يا تشبيه و استعاره‌يى به كار برده در تأليف سيد ظهير نقل شده است . مثلا ابن اسفنديار ايام صباوت فريدون را بيان كرده مىنويسد : « حظام در بينى گاوان ميكرد و مركب خود مىساخت و چنانچه گفتى برعكس افلاك ، بر روى خاك آفتاب ديگر از نور طلوع مىكند » « 1 » سيد ظهير مىنويسد : « مهار در بينى گاوان كردى و مركب خود ساختى و به شكار مىرفتى و حسن و جمال آن كودك چنان بود كه گويى آفتاب از عكس روى او بر خاك طلوع مىكند « 2 » . روى هم رفته كليهء مطالب كتاب ابن اسفنديار به استثناى فصل اول كه جواب نامهء جسنفشاه را ترجمه كرده و فصل سيم كه عجايب و خصايص طبرستان را ذكر مىكند و فصل چهارم كه ملوك و امرا و فضلاى مازندران را مينويسد ، در تأليف سيد ظهير الدين نقل و اقتباس گرديده است . مستر « اوزيلى » صاحب سياحتنامهء معروف تصور كرده است كه ابن اسفنديار كه قريب دويست و هفتاد سال پيش از سيد ظهير كتاب خود را تمام كرده مطالب تأليف سيد ظهير را اقتباس نموده ! « 3 » مسيو دارن پس از تصنيف و ابطال عقيدهء « اوزيلى » نسبت اين سرقت ادبى را كه در هر دوره و عصرى ، و پيش هر قوم و ملتى شنيع‌تر از سرقت اموال است به سيد -

--> ( 1 ) ابن اسفنديار خطى صفحهء 38 ( 2 ) ظهير الدين خطى صفحهء 7 ( 3 ) مقدمهء آلمانى دارن به كتاب ظهير الدين صفحهء 5