سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 74
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
« عقيقى مصمغان را استمالت نوشت به دو پيوست و عذر خواست ، تا رستم بن زبرقان به مهروان رستاق عصيان و فساد كرد و راه ناايمن شد هرمزد كامه بن يزدان گرد و عباس بن العقيلى را بر سر او فرستاد . رستم بن زبرقان به اصحاب محمد بن نوح پيوست و عساكر او را بعضى كشته و بعضى اسير كردند . چون رستم به آن جماعت رسيد محمد ابن نوح را برگرفته به مهروان آورد « 1 » . شرح اين عبارت آنكه رستم بن زبرقان به مهروان رستاق شورش و عصيان كرده و راهها ناامن شد . عقيقى كه از طرف داعى حكومت سارى را داشت هرمزد گامه و عباس را با لشكر بر سر رستم فرستاد . رستم خودش به اصحاب محمد بن نوح كه از مخالفين داعى بوده و در بيرون تميشه اردو داشت رفته ولى عساكر او را لشكر داعى بعضى كشته و بعضى اسير كردند لذا رستم به محمد بن نوح ملتجى گرديد او را به مهروان به يارى خود آورد . ليكن مترجم اينطور فهميده كه رستم با اصحاب محمد بن نوح جنگ كرده بعضى را اسير نمود و خود محمد را اسير گرفته به مهروان آورد . و اينك عبارت او : « 2 » قسم دوم - اشتباهات و تصحيفاتى است كه در املاء و انشاء اشخاص و امكنه و ضبط آنها با حروف انگليسى روى داده . در باب اين قسم بايد بيش از هركسى الفباى خودمان را مقصر بدانيم . يكى از نويسندگان با لهجهء شوخىآميزى مثلى براى الفباى عربى آورده و مىنويسد : مسافرى كه به خر لنگى سوار است ممكن است با هر زحمتى كه هست طى مسافت بنمايد ،
--> ( 1 ) ابن اسفنديار خطى صفحهء 158 ( 2 ) ترجمهء انگليسى ابن اسفنديار صفحهء 174