سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 65
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
ندارد ؟ آيا اشعار و آثار نفيسه كه در لهجههاى ولايتى از كردى و مازندرانى و گيلكى و لرى و غير آنها در هر دوره با نهايت فراوانى موجود بوده است درخور توجه نيست ؟ ! مؤلفين ايران كه در هر دوره و عهد به جمع اشعار و آثار ادبى شعرا و ادبا پرداختهاند متأسفانه تنازل نكردهاند كه در تأليفات خود جايى هم براى اين اندوخته - هاى گرانبها باز كنند بدين جهت قسمت كلى آنها از بين رفته و فقط نمونهيى از آنها در پارهيى تأليفات ديده مىشود و اين بىاعتنايى خسارت بزرگى را متوجه عالم ادبيات ايران نموده است . نگارنده از پارسال به اين طرف كه به مازندران مسافرتى كرده و علاقهء علمى بدان سرزمين خرم و سبز پيدا نمودهام به جمعآورى اشعار و آثار ادبى زبان طبرى كه تا اندازهاى كه ما مىدانيم وسيعترين لهجههاى ولايتى است و گذشته از شعر و نظم كه در هر دورهيى نهايت فراوان داشته است ، تأليفات مهمى در آن زبان پرداخته شده « 1 » مشغول و متوجه هستم و از اين نظر است كه اشعار طبرى كتاب ابن اسفنديار را يكى از محتويات پرقيمت آن مىشمارم . ليكن متأسفانه اين اشعار كه در مواضع مختلفهء آن كتاب نقل شده است هرچه بيشتر دستخوش تصحيف و تصرفات كاتبين گرديده ، بعلاوه چون زبان طبرى آن عهدها با لغت طبرى حاليه تفاوت بسيارى دارد بدين جهت فهميدن كامل مضامين آن اشعار و تصحيح اغلاط آنها خالى از صعوبت نيست . ما در اينجا چند فقره از آنها را با مقدمهء مطلب و نسخه بدلهاى آنها نقل كرده و از قارئين فاضل نوبهار از آنهايى كه در زبان طبرى تتبع و اطلاع عميق دارند تقاضا مىنماييم كه چنانچه معانى اين
--> ( 1 ) از جمله كتاب مرزباننامهء معروف كه به فارسى فصيح نقل شده و اصل آن در زبان طبرى مفقود است . ابن اسفنديار مىنويسد كه مؤلف او مرزبان بن رستم را « به نظم طبرى ديوانى است كه نيكى نامه مىگويند دستور نظم طبرستان است » .