سيد ظهير الدين مرعشى

مقدمه 55

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

از چهار نسخه در لندن ، و دو نسخه در پتروگراد ، و يك نسخه در پاريس « 1 » . پروفسور براون در ضمن ترجمهء كتاب چهار نسخهء لندن را با يكديگر مقابله كرده و از دو نسخهء پتروگراد يكى در زمان مسيو ( دارن ) استنساخ شده است و مشار اليه آن را با چهار نسخهء لندن مقابله و نسخه بدلها را قيد كرده است . از مقابلهء ترجمهء پرفسور براون با نسخهء خطى كه ما داريم واضح و ثابت مىشود كه اين پنج نسخه بلكه سه نسخهء ديگر پتروگراد و پاريس نيز از روى همديگر يا اقلا همهء آنها از يك نسخهء معينى استنساخ شده است و تفاوت جزئى در املاء پاره‌يى الفاظ باهم دارند . ليكن هيچيك از اين نسخه‌ها صحيح و خالى از نقص و خلط نيست و گذشته از دستبرد و تحريف و تصحيف ناسخين كه در عبارت و الفاظ به خصوص در اعلام و ارقام به عمل آمده است نواقص و اغلاط مهمتر ديگر از سقط و خلط روى داده است . بايد از بدبختى كتاب ابن اسفنديار شمرد كه با آن همه اهميتى كه در عالم خود دارد و محل مراجعهء مؤلفين بزرگ از شرقى و غربى است و چند نفر از مستشرقين معروف اروپا از قبيل « مستر ريو » و « پرفسور دارمستتر » و « مسيو دارن » و « پرفسور براون » و غير ايشان به مطالعهء آن پرداخته‌اند تاكنون كسى اقدام به تصحيح و تهذيب آن از روى مأخذ و مظان مطالب ننموده است . نسخه‌يى را كه ما داريم مرحوم رضا قليخان لله باشى مؤلف مجمع الفصحاء از اول تا آخر مطالعه نموده و در حواشى بعضى صفحه‌ها معنى و تفسير پاره‌يى كلمات را با خط خود قيد كرده ليكن به تصحيح عبارات مغشوشه و الفاظ محرفه به هيچ وجه نپرداخته و بلكه در دو سه جا تصرفات مضحكى نموده كه بدتر از تحريفات ناسخين است از جمله در يك‌جا مؤلف به مناسبتى اسم « قثم بن عباس » را برده و مىنويسد : « قثم همشيرهء « 2 » حسين بن على بود » بديهى است كه « همشيره » با هاء غير ملفوظ در

--> ( 1 ) ديباچهء ترجمهء انگليسى ابن اسفنديار صفحهء 15 ( 2 ) نسخهء خطى ابن اسفنديار تاريخ استنساخ آن 1275