سيد ظهير الدين مرعشى

مقدمه 53

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

كرد تا در زندان بمرد ، و فرزند او سيد زين العابدين روزى كه سيد عبد اللّه به حمام رفته بود با دو سه نفر بدرون رفت و او را بقتل آورد » « 1 » . [ توضيح پيرامون چهار كتاب تاريخى ] در اوايل بهار مأموريت ما در سارى خاتمه يافت ، و با تأثر و تأسف مناظر دلكش مازندران را وداع گفته و به طهران بازگشتيم ، ليكن دل از آن سرزمين سبز و خرم نكنده و باز هروقت مايل بودم كه هرچه از تاريخ طبرستان پيدا كردم مطالعه بنمايم ، لذا چند فقره كتاب را ، كه عبارت باشد از تاريخ ابن اسفنديار ( خطى ) و ترجمهء انگليسى آن ، و تاريخ سيد ظهير الدين ( چاپ دارن ) و التدوين مرحوم صنيع الدوله ، از فاضل مورخ دانشمند آقاى ميرزا عباس خان آشتيانى به عاريت گرفته مدتى مشغول مطالعه بودم ، و چون در اين ضمن پاره‌يى مطالب را در خور بحث و تدقيق مىديدم نظريه و نتيجهء تحقيقات خود را يادداشت مىكردم ، و اينك خلاصهء يادداشتهاى خود را راجع بهر يك از چهار كتاب مذكور در چهار فصل به نظر قاريين گرامى نوبهار مىرسانم : 1 - تاريخ ابن اسفنديار 1 - شرح زندگانى ابن اسفنديار مدون نيست و نگارنده ترجمهء حال او را در كتابى نخوانده‌ام ، و اطلاعات مجملى كه از مطالعهء تأليف منحصر به فرد او استنباط مىشود از قرار ذيل است : پدر او حسن بن اسفنديار يكى از معمرين بوده و بيش از صد سال زندگانى نموده و سياحت‌هايى در اطراف ايران و ممالك همجوار به عمل آورده است و شخصا پير مرد اديبى بوده و شعر ذيل از اوست :

--> ( 1 ) سيد ظهير الدين چاپ دارن صفحهء 530 و صفحهء 309 چاپ حاضر .