سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 51
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
كلى مفقود الاثر نگرديده است ، بيشتر از چهار و پنج كتاب نيست « 1 » و از ما بقى فقط اسم باقى است . ليكن روى هم رفته مطالب مهمهء آن از ميان نرفته و در مؤلفات ديگر ضبط گرديده است ، بهعلاوه حوادث عمدهء طبرستان ، بهخصوص وقايع بعد از اسلام آن را ، مورخين ديگر در مؤلفات تاريخى خود ، از قبيل مجلدات كامل ابن الاثير و تاريخ طبرى و تاريخ الخلفاء سيوطى و تاريخ يمينى ، و تاريخ حمزهء اصفهانى و حبيب السير و مطلع السعدين و تاريخ ايلچى نظام شاه دكنى و تاريخ عالم آراى عباسى و مجالس المؤمنين و غير آنها ، در تحت عنوانهاى مختلفه ضبط كردهاند . مسيودارن متن همين مطالب را از بيست و دو كتاب مختلف عربى و فارسى جمع - آورى كرده و در يك مجلد در پترسبورغ چاپ نموده « 2 » ، و همچنين دو فصل راجع بملوك مازندران و سربداران را از جزء دوم جلد سيم حبيب السير به زبان آلمانى ترجمه و چاپ كرده است « 3 » . * * * در اواخر پاييز سال گذشته ، در موقعى كه تازه وارد سارى مركز مازندران شده بودم ، به واسطهء فريبندگى مناظر دلكش ، و جمال فرحبخش كوهها و دشتها ، لحظهيى از نظاره و تماشا خوددارى نتوانستم كرد ، و آنى از سير و تفريح سير نميشدم ، و مخصوصا به خاطر مىآوردم كه در اين هنگام كه دشت و هامون مازندران پيكر خود را به حلههاى زمردين درختان آراسته است - ساير نقاط ايران ، جز كفن سفيد برف لباسى و جز در گورستان خمود و بىحرارتى مقامى ندارند ، و جد عشقم به آن مرز خرم و سرزمين سبز و
--> ( 1 ) حاجى محمد ميرزا نامى در سال 1299 هجرى از براى انجام مأموريت سرحدى ( ميانكاله ) به مازندران رفته و به قول خودش روزنامهاى نوشته . در آنجا مىنويسد : « قريب ده تاريخ از مازندران كه به السنهء مختلفه نوشته شده بود مرور كرده » از اين عبارت معلوم مىشود كه براى طبرستان تواريخ ديگرى علاوه از آنچه ما نوشتيم تأليف شده است و نسخههاى كمياب آنها در كتابخانههاى خصوصى موجود مىباشد . ( 2 ) ديباچهء ترجمهء انگليسى تاريخ ابن اسفنديار صفحهء 90 ( 3 ) ديباچهء ترجمهء انگليسى تاريخ ابن اسفنديار صفحهء 90