سيد ظهير الدين مرعشى

165

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

بود چهار سال . امّا كوهستان‌ها را در اين مدت بندار بن مرتى به تصرف داشت . طاهر بن عبد اللّه بن طاهر دو سال . محمّد بن عبد اللّه بن طاهر بن ادريس هفت سال . سلمان بن عبد اللّه طاهر دو سال . قسم سوم : متفرّقان طبرستانند كه از زمان ايالت داعى كبير كه در تاريخ دويست و پنجاه ذكر رفت تا آخر عهد داعى الصغير حسن بن قاسم كه در سنهء سيصد و شانزده بود . ما بين اين دو تاريخ شصت و شش سال بود . بدين موجب : داعى الكبير حسن بن زيد بيست سال . داعى محمد بن زيد هفده سال . داعى الى الحق ناصر الكبير هفده سال . داعى حسن بن قاسم كه داعى صغير او را مىگويند دوازده سال . بعد از آن خروج سيّد ابيض سيّد ابو جعفر الثّاير باللّه بود . و چون او از گيلان آمده خروج كرد ، و در آمدن بسيار مكث نتوانست كرد ، چنان كه ذكر رفت . و نيز تحقيق ايام مكث او در آمل معلوم نشد . در ذكر مكث اقدام نرفت ، و بعد از آن تا آخر حكومت فخر الدوله حسن كه در سنهء هفتصد و پنجاه كياافراسياب چلابى با دو نفر فرزندان خود كه بعد از اين چگونگى آن نوشته مىشود قتل كردند ، سادات را در طبرستان و مازندران به طريق حكومت و ايالت دخلى نبود . تا آخر ، حضرت سيّد ارشاد شعارى ، هدايت آثارى ، سيد قوام الدين - عليه الرحمة و الرّضوان - خروج كرد . و چون كيفيّت خروج سيد مشاراليه را مؤلّفان تاريخين مذكورين ننوشته بودند برحسب موعود فصلى در اين باب انشاء كرده مىشود :