سيد ظهير الدين مرعشى
129
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
كه در طبرستان خروج كرد داعى الكبير محمد بن زيد الحسينى بود . در ذكر خروج داعى الكبير چون ظلم محمّد اوس در رويان به غايت رسيده بود ، مردم آن ديار دست تظلّم برآورده نزد سادات مىرفتند ، و فرياد مىكردند ، كه ما را از دست اين ظالم خلاص كنيد . و در بقعهء مباركهء كچور سيدى بود محمد بن ابراهيم بن على بن عبد الرحمن بن القاسم ابن الحسن بن زيد بن الحسن بن على بن ابى طالب عليه و عليهم صلوات ربّ العالمين . و او بسيار مرد زاهد و متورّع و با ديانت بود . مردم و ارفو ديلمان گرد روستاقهاى ديلمان مىگشتند و مردم آن ولايت را با خود همراز مىگردانيدند تا به كچور نزد سيد محمد مذكور رفتند . و فرياد برآوردند كه ما از دست ظلم جماعت محمد اوس به جان آمديم . و مقتداى اهل اسلام هميشه شما و آباء و اجداد شما بودند ، ما مىخواهيم كه سيد عالى را از آل محمد بر خود حاكم گردانيم تا در بين ما به عدالت سلوك نمايد . چه باشد كه بر تو بيعت كنيم تا به بركت تو ظلم او مندفع گردد ؟ سيد محمد فرمود كه مرا اهليّت اين كار نيست ، امّا مرا دامادى هست در رى كه خواهر هم در حبالهء نكاح او است . مرد شجاع و كافى و حربها ديده و وقايع بسيار پس پشت انداخته است . اگر راست مىگوييد ، كس بفرستم تا او بيايد و به مدد قوّت شما كارى پيش گيرد تا به مقصود برسيد ، و روضهء مبارك آن سيّد اكنون در بقعهء قريهء صالحان كچور مىباشد و مشهور است به زيارت سيّد محمد كيا دبير صالحانى . اما مردم آن ولايت اكثر او را سلطان كيمدور مىخوانند . مردم مذكور ممنون گشتند و قبول نمودند كه چون سيد بدين ديار برسد ما بر قدم مبارك او سر و جان فدا مىگردانيم . سيد محمد كيا دبير نامهيى به نزد داعى الكبير الحسن بن زيد بن اسمعيل حالب الحجارة بن الحسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب - عليهم السلام - بنوشت . و او مردى بود به انواع فضايل آراسته . مولودش در مدينهء طيّبهء