سيد ظهير الدين مرعشى
74
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
ديلم كه لشكر او بودند كشته گشتند ، و بيست نفر ترك به يك بار تيرها به ماكان رسانيدند و او را از اسب جدا كردند و به قتل آوردند ، و بسيار از معارف ديلم را محبوس كرده با سر ماكان بن ماكان به بخارا فرستاد . وشمگير منهزم گشته به لارجان رفت ، و از آنجا به آمل آمد . چون خبر قتل ماكان به حسن فيروزان رسيد قبيلهء خود را جمع كرده با وشمگير ياغى شد كه وشمگير به سر ماكان رفت . و او را از دست بازداد . امير وشمگير چون چنان ديد ، شيرج بن ليلى را به حرب حسن فيروزان به سارى فرستاد . حسن فيروزان بگريخت و به استراباد آمد . وشمگير لشكر خود را آماده كرده و در عقب حسن فيروزان به استراباد رفت . حسن فيروزان بگريخت و به عراق رفت و به صاحب الجيش پيوست . عراق مسخّر گشته بود . وشمگير در گرگان مقام ساخت . حسن فيروزان و صاحب الجيش با لشكر بسيار به طبرستان آمدند . وشمگير ثبات نمود و از جاى برنخاست . قضا را در آن ميان خبر رسيد كه نصر بن احمد وفات كرد ، و نوح بن نصر به جاى او بنشست صاحب الجيش همان روز با وشمگير صلح كرد و برفت ، و حسن فيروزان نيز همراه بود تا در ميانهء راه بخارا فرصت يافت و صاحب الجيش را به مكر بكشت ، و رخت و بنهء او را غارت كرد و به گرگان آمد ! و اين واقعه در سنهء سيصد و سى و يك بود . امير وشمگير طبرستان را با سپاهى دوست سپرد ، و خود به رى شد ، تا در همين سال حسن بويه از اصفهان به قزوين آمد ، وشمگير از رى به مصافّ او قيام كرد ، شير - مرد نامى و گردگير نامى - كه از اعيان لشكرى او بودند - روز رزم از او برگشتند و به حسن بويه پيوستند . وشمگير بترسيد و منهزم شد . و تا به طبرستان دنبال او رفتند و به هيچ جاى مقام نكردند . حسن بويه از عمّال وشمگير به شكنجه و زجر مال ، طلب كرد . چون وشمگير به آمل رسيد حسن فيروزان به موضعى - كه دولار مىخوانند - لشكر جمع كرد . وشمگير لشكر كشيده آنجا رفت ، و حسن فيروزان به كنار دريا در بندى بساخت و باستاد . وشمگير است در دريا انداخته بر ايشان حمله برد . و ابو القاسم