سيد ظهير الدين مرعشى
75
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
ابن ابو الحسن را بگرفت و گردن زد . حسن فيروزان از او بگريخت ، و پناه با مازيار بن جستان كرد . وشمگير به آمل آمد و مقام كرد . و حسن فيروزان از آنجا به رويان آمد . و پناه به استندار برد . و چون وشمگير خبر يافت تاخت بر سر ايشان برد . حسن فيروزان به لارجان افتاده و از آنجا خبر رسيد ، كه حسن فيروزان به استراباد رفت و به قلعهء كجين شد و بنشست . وشمگير از آمل رو به گرگان نهاد ، و چون آنجا رسيد ، حسن بويه از رى به آمل آمد و از آمل به استراباد رفت . حسن فيروزان از قلعهء كجين به زير آمد و به دو پيوست و هر دو به گرگان رفتند ، و با وشمگير مصافّ دادند ، و هزيمت كردند تا وشمگير به نيشابور افتاد ، و اصفهبد شهريار ملك الجبال پيش حسن بويه آمد و ملك طبرستان را به او تسليم نمود . حسن بويه ، على بن كامه را آنجا گذاشت و به عراق رفت و به رى بنشست تا استندار ابو الفضل ، ثاير علوى را بياورد و به چالوس بنشاند . مردم او بر او جمع شدند . خبر به حسن بويه رسيد . استندار ابو الفضل محمد بن الحسن المعروف به ابن عميد را با لشكر به آمل فرستاد تا على بن كامه را مدد كند ، و استندار ابو الفضل و ثاير علوى و تمنجاده با آل بويه مصاف دادند ، و لشكر بويه را هزيمت دادند . و على بن كامه بگريخت و به رى شد . استندار ابو الفضل و ثاير باللّه علوى به آمل آمدند . ثاير به سراى سادات به مصلّى رفت و استندار به خرمهزر بالاى آمل نزول كرد . بعد از مدتى نزاع ما بين ايشان پيدا شد . استندار به ملك خود رفت و علوى به گيلان رفت . حسن بويه ، حسن فيروزان را لشكر داده به طبرستان فرستاد و در اثناى آن مادر او - كه در رى رنجور بود - وفات يافت . حسن بويه چنان كه رسم ملوك است او را در تابوت نهاده به آمل فرستاد و دفن فرمود . جمله طبرستان به حكم حسن فيروزان درآمد ، و ابو جعفر برادر ماكان ثانى را به سارى بنشاند و خود به گرگان رفت . وشمگير از نيشابور پيش پسر نوح فرستاد ، و از او مدد خواست . پسر نوح جمعى را به مدد او فرستاد . وشمگير به گرگان آمد . حسن فيروزان شب بگريخت و تمام