سيد ظهير الدين مرعشى

73

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

سيصد و بيست و هشت نصر بن احمد سامانى ، ابو على بن احمد را به گرگان فرستاد و ماكان بن ماكان به وشمگير استدعا و معاونت نموده وشمگير به ابى داود بن اسفاهى - دوست كس فرستاد تا او را مدد دهد ، و پياپى از گيل و ديلم مىفرستاد و مدّت هفت ماه در گرگان جنگ بود ، عاقبت ماكان بن ماكان به ستوه آمد ، شيرج بن ليلى را مدد باز فرستادند كه لشكر خراسان غالب شد . ماكان گرگان را بازگذاشت و به طبرستان آمد ، و صاحب الجيش ابو على گرگان را بگرفت و فتح‌نامه نزد نصر بن احمد سامانى بنوشت . ماكان و اسفاهى به آمل آمدند و حال به امير وشمگير عرض كردند . در اين وهله از طرف اصفهان خبر رسيد كه حسن بويه از كرمان به رى مىآيد ، و ملك عراق مىجويد . وشمگير لشكر جرّار در حركت آورد به دو منزلى رى به موضعى كه مشكو مىگويند به مقابلهء حسن بويه رسيدند ، و به محاربه مشغول گشتند . بعد از دو ساعت حسن بويه را بشكستند و در عقب او تا اصفهان براندند ، و اكثر را مقيّد و مقتول ساختند . و در اين مصاف حاجب حسن بويه شاوشتى كشته آمد . و گيلاگو را كه حسن بويه گرفته داشت مردم وشمگير بازگرفتند و با بندى كه داشت نزد وشمگير آوردند ، خلاص فرمود داد . و چند روز بعد از رى به دماوند آمد و ماكان كاكى را نزد خود خواند . روز عاشورا سنهء سيصد و بيست و نه ماكان به دو پيوست ؛ و او را حرمتى تمام داشت و با تشريف و نواخت بازگردانيد ، كه به سارى رود . و از دماوند مراجعت نمود و به رى رفت ، و ابو على صاحب الجيش از گرگان به دامغان آمد . تا به عراق رود و امير وشمگير از رى بازگشت و به ويمهء دماوند آمد و به نزد ماكان كس فرستاد تا به دو پيوندد . ماكان ابن عم خويش حسن فيروزان را به سارى بنشاند و او نزد وشمگير رفت و به اسحق - آباد هر دو لشكر به هم رسيدند . روز پنجشنبه بيست و يكم ربيع الاول سنهء سيصد و بيست و سه صفها بياراستند و حرب را آماده گشتند . صاحب الجيش اشارت كرد تا لشكر خراسان حمله به لشكر وشمگير بردند . و از هم بدريدند . وشمگير هزيمت نمود . صاحب الجيش با لشكر خود حمله بر ماكان برد . ماكان ثبات قدم نموده هزار و چهارصد نفر از گيل و