سيد ظهير الدين مرعشى
72
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
ناصر را به راه لارجان روانه كرد ، و او به راه دماوند برفت . ماكان به راه والارود « 1 » پيش باز آمد و ناصر از او هزيمت كرد و بسيارى از لشكر او را بكشت . مرداويج چون اين خبر بشنيد از دماوند بازگرديد و به رى شد . در اين وقت پسران بويه : عماد الدوله ، و ركن الدوله ، و معزّ الدوله خروج كرده بودند ، و كرمان و فارس را به تصرّف در آوردند . و ابتداى جهانگيرى كردند . نسب بويه بدين موجب است : بويه بن فنّا خسرو بن تمام بن كوهى بن شيره زيل بن شيرانشاه بن سيستان بن سيس جرد بن شيره زياد بن سناد بن بهرام گور . چون آل بويه عزم گرفتن عراق كردند ، خبر به مرداويج رسيد ، به بلدهء اصفهان رفت تا تدارك اين بكند . روزى در حمّام او را به غدر هلاك كردند ، وشمگير مازيار برادرش در رى بود . لشكر با او بيعت كردند . چون ملك عراق او را مسلّم شد . شيرج بن ليلى و لشكرى و ابو القاسم نام را به طبرستان فرستاد . و ماكان را از طبرستان به در كرد . چون ماكان هلاك شد لشكر او با ابراهيم گوشيار بيعت كردند . امير وشمگير از رى لشكر كشيد و به آمل و سارى آمد . ابراهيم گوشيار از گرگان به خدمت او رسيد . او را از مهترى آن لشكر معزول كرد . وشمگير مدتها در سارى بماند ، تا در آمل ابو على خليفه و لشكرچهء بيسر را - كه غلامان او بودند - بكشتند . و اين واقعه در محرّم سنهء سيصد و بيست و پنج بود . وشمگير به نيشابور فرستاد و با مردم آن ولايت عهد كرد ، و لشكر طبرستان را به ابى داود اسفاهى دوست داد كه به ابى موسى بن بهرام كه به ديلمستان خلاف كرده بود جنگ كند ؛ و در آمل ابو جعفر محمد نشسته بود . ابو داود به آمل رفت ، و به اتفاق ابو - جعفر به حرب ابو موسى با عساكر زياد رفتند . چون مصاف دادند ، شكست بر ابو موسى افتاد و او را از آن ولايت اخراج كردند . ديلمان و چالوس را امير وشمگير به احمد سالار داد ، و ابو داود را در سارى بنشاند . در آن سال آب تجينهرود طغيان كرد و اكثر سارى را خراب كرد . تا در محرّم
--> ( 1 ) - در اصل : « والاروز » .