سيد ظهير الدين مرعشى
44
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
سر راه مستحفظان خسرو جوان بخت شرف الدوله گستهم راه بر ايشان گرفتند . از آنجا مراجعت كرده در نور در قريهيى كه به اوز مشهور است شبانه نوكران ملك گستهم آنها را اسير كردند . نيك روز سمنانى كه مستوفى امير مسعود بود و بر سر راه ياسمين كلاته مجروح افتاده بود بازيافتند ، او را برداشته نزد ملك فخر الدوله آوردند . بر او مرحمت نموده استمالت فرمودند ؛ و از كميّت لشكر از او سؤال فرمودند . گفت : هر شب وظيفهء دواب بقلم من چهارده هزار اسب و ششصد سر شتر و چهارصد سر قاطر در حساب مىآمد . امير مسعود را نزد جلال الدوله اسكندر پادشاه رستمدار آوردند . بعد از دو روز به هلاك او فرمان دادند . غرّه مشو گر ز چرخ كار تو گردد بلند * ز آنكه بلندى دهد تا بتواند فكند در ذكر تاريخ شهر كچور و مبداى حصار آنكه ساخته شده است چون ملك جلال الدوله اسكندر در ولايت رويان مستقل و متمكّن گشت ، و اطراف را به تصرف درآورد . بسيارى از شهريان قزوين را با خانه كوچها به كچور آورد ، و از قبايل اتراك كه در رى و شهريار بودند مثل قوم تبكى و قبچاق و خرلاس و بهرامان و قرابوق و قولى تيمور و سر تيزى و ساروتى و ترخانى كه از ملوك ترخانند و ميران را كوچ كرد و به رستمدار آورد . درين محلّ ملك معظم قلعهء شاه دز را بر پا و بلدهء كچور را شهربند فرمود و به اندك زمانى عمارت و شهربند و قلعهء كچور را به اتمام رسانيد و بنياد آن عمارت در روز شنبه بيست و يكم ذى حجه سنهء هفتصد و چهل و شش مىباشد . بعد از واقعهء آخور رستم گرفتن امير محمد بن سلطانشاه لاودى و غارت ايل واولوس ، اميرزاده محمد بن امير سلطان شاه لاودى در پاى آخور رستم به موضعى كه معروف و مشهور است ايل و حشم خود را كه قريب دو هزار خانه كوچ بودند جمع