سيد ظهير الدين مرعشى
3
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
مهر فيروز قبول كرد برخاستند و باهم نزد يزدان رفتند . او هم شرط تعظيم و تكريم بجاى آورد . او هم قبول كرد . مهر فيروز يكى از برادران دختر را به شهر طوسان به طلب احمال و اثقال خود فرستاد و نوشتهيى به والى طوسان ارسال نمود كه به مقصود رسيدم . والى طوسان فورا به رسم مژده مطلب را نوشته نزد شاه فرستاد . شاه نوشته را خوانده گفت : المنّة للّه كه به مقصود رسيدم . فرمود زر بسيار و جامههاى لايق و عمارى و تخت پيش مهر فيروز فرستادند . چون آن جماعت به خدمت مهر فيروز رسيدند ، مردم از حشمت و عظمت او متحيّر بماندند . مهر فيروز گفت : مژده باد كه من از طرف پادشاه خواستگار اين دختر هستم . قصّهء خواب بر ايشان خواند ، مسرّت و بهجت ايشان زياد شد . دختر را به تعجيل روانه كردند . روزى در اثناى محاوره ، شاه از دختر پرسيد كه زنان ولايت شما را چرا چشمهاى خوبتر و دهن خوشبوتر است و بشره و اندام نرمتر ! ؟ دختر به زبان مازندرانى قديم جواب داد : آنچه را كه شاهنشاه جهان پرسيد كه چشمهاى شما چرا سياه مفرط است ، سبب آنست كه هر صبح كه برميخيزيم چشم بر سبزههاى تر ميافتد ، و نرمى بدن براى آنست كه در تابستان كتان ، و در زمستان ابريشم ( حرير ) مىپوشيم ، و خوشبويى دهن از آنست كه بادر نجبويه را خورش طعام قرار مىدهيم . شاه از دختر سؤال كرد : اكنون اى حكيمه ، مراد خويش بخواه . دختر گفت : شاه شهرستانى فرمايد ، آنجا كه محلّ ما مىباشد . شاه فرمود : تا آنجا شهرستانى بنياد نمايند . چون اسم آن دختر آمله بود آن شهر را به اسم آمل يعنى : « ترا مبارك باد » موسوم ساختند ! در ابتداى عمارت سارى و كيفيت آن شهر سارى از مستحدثات فرّخان بزرگ است . مسجد جامع سارى را يحيى بن يحيى در زمان خلافت هارون الرشيد بنياد نهاد . و مازيار بن قارن به اتمام رسانيد . سه گنبد آن را شاه منوچهر اساس افكند جهت مدفن سراى ايرج و تور و سلم . فرّخان