سيد ظهير الدين مرعشى

4

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

را پسرى بود سارويه نام آن شهر را به نام او بنياد كرد و به او بخشيد . در ذكر عمارت گرگان گرگان از مستحدثات گرگين ميلاد است . ولايت رى به تصرّف او بود . زمستان قشلاق در كرج رود و تابستان ييلاق در لار بودى . چون گيو را مقام و موطن در قم ، و گودرز را در اصفهان بود . گرگين را در آن قرب جوار خالى از اشكال نبود . بنابراين از كيخسرو درخواست نموده به گرگان آمد و آن شهر را بنا كرد . مساحت آن شهر چهار فرسخ بود و نشستگاه مرزبانان طبرستان بود . آنجا چون در آن مقام موطن ميسّر نشد . براى اين گرگين آن شهر را خراب كرده به استراباد آمد . گرگين از استراباد به بساط - بوسى پادشاه كه در اصطخر فارس بود رفت و نواحى فارس به موضعى كه به لار اشتهار دارد عمارت ساخت و مقيم گشت و اولاد او اكنون حاكم آن ولايت‌اند . در بيان حكومت ملوك رستمدار و متعرض شدن اولاد جسنف شاه جسنف شاه و اولاد او تا عهد قباد بن فيروز حاكم طبرستان بودند ، و اگر احيانا بعضى ولايات از حيطهء تصرّف ايشان خارج مىشد بر طبرستان هميشه حاكم و اولى الامر بودند . در ايام سلطنت فيروز بن يزدجرد بن بهرام گور بن يزدجرد كه او را اثيم مىخواندند پادشاه توران زمين هياطله اجستوار بود . اين دو پادشاه بعد از مدّتى كه به جنگ و جدال مشغول بودند عاقبت صلح كردند كه وراى جيحون و آب بلخ كه ايران زمين است متعلّق به فيروز شاه باشد ، و مدّتى بر آن قرار بود ؛ آخر الامر اجستوار نقض عهد كرده براى غارت و تاراج به ولايت شاه فيروز آمد . فيروز بشخصه با عدّهء زيادى