مولف ناشناخته
9
تاريخ شاهى ( فارسى )
صراط مستقيم مانع دين و ديانت او نشود ، و دوم شحنه و صاحب قصاصى كه [ 18 ] انصاف ضعيف از قوى بستاند و جانبدارى خلق روى عدالت او از جانب حق نپيچاند « 1 » و سيم صاحب خراجى و مالستانى كه شرايط استقصا و احتياط بجاى آرد و بر رعيت و زيردستان ظلم و ستمگرى روا ندارد از براى آنكه من از ظلم و ستمگرى كردن بريشان بىنيازم و از تعدى به زيردستان در غايت احتراز ، بعد از آن انگشت تحير به دندان تحسر بگرفت آه ! آه ! سايلان زبان مقال برگشادند و در موقف سؤال بايستادند و گفتند يا امير المؤمنين از شخص چهارم اخبار دريغ مدار ، از راه حكم نثار ( ؟ ) گفت صاحب بريدى يعنى خبرآرنده و احوال نمايندهاى كه در انهاء اخبار از جاده صدق انحراف نجويد و نيك و بد خلق از سر گزاف نگويد ، و حقيقت آنست كه اين سخن با [ وجود ] ايجاز در غرايب اعجازست . و از حكما مأثور است و در نصايح ايشان مسطور [ 19 ] كه هيچچيز در تضييع مملكت و افساد رعيت آن تأثير ندارد كه تنكى بار و بسيارى آسار ( ؟ ) درگاه پادشاه و بضد اين هيچچيز را آن مهابت و هيبت نيست در دل عمال و ارباب تغلب كه قلب حجاب و سهوات نواب ، كه چون اين طوايف را معلوم گردد كه اصحاب حاجات بسرعت و سهولت احوال خود به محل عرض و موقف انهاء مىتوانند رسانيد و پادشاه اين را به سمع رضا اصغا خواهد كرد هرآينه ظلمه و فسقه دست تعدى و غلبه از رعايا كوتاه دارند و زيردستان را در مأمن سلامت بگذارند .
--> ( 1 ) - در اصل : ببخشايد .