مولف ناشناخته

ديباچه 73

تاريخ شاهى ( فارسى )

بكرمان نقل كردند . » « 1 » ظاهرا مرگ اين زن مقام‌پرست در اثر غصهء حكومت جلال الدين بوده است . روضة الصفا مىنويسد : جلال الدين در سنهء احدى و ثمانين و ستمائه ( 681 ) بكرمان رسيد ، تركان خاتون در اردو فوت كرد و بىبى تركان كه در اردو بود بعد از خبر واقعهء مادر ، حكمى چند بر اشراف كرمان گرفت و به سعى پادشاه خاتون حكومت سيرجان و تصرف املاك خاصه بر وى مقرر گشت . نعش تركان را بكرمان آورده در گنبد مدرسهء شهر دفنش كردند « 2 » . اختلافات حكام نر و مادهء قراختائى در كرمان به همين جا ختم نميشود . از اين تاريخ رقابت بين جلال الدين سيورغتمش و خواهر او پادشاه خاتون پيش مىآيد . توضيح آنكه : قطب الدين دو پسر داشت بنام حجاج سلطان و سيورغتمش سلطان ، و چهار دختر كه پادشاه خاتون و بىبى تركان معروفترين آنها بودند . پادشاه خاتون كه زنى با تدبير خوش سيما بود برادر خود سيورغتمش را گرفت و در چاه قلعه محبوس كرد . در اين حال جمعى بفكر نجات اين جوان افتادند و در مشك آبى كه هرروز به قلعه ميبردند ريسمانى نهان ساختند و سيورغتمش را با آن از زندان خلاصى بخشيدند و او به دربار گيخاتو فرار كرد . اما پادشاه خاتون نامه‌اى نوشت و برادر را خواست و گيخاتو آن جوان را تسليم كرد . بزندانش فرستادند تا اينكه تهمت زدند كه با يكى از كنيزكان پادشاه خاتون ارتباط يافته و سر و سرى دارد و حتى براى مسموم ساختن پادشاه خاتون كنيزك را تحريك نموده است . برين تهمت در شب 27 رمضان سال 693 ه . ( اوت 1294 م . تابستان ) هنگام افطار او را خفه كردند و چنين شايع نمودند كه با ضرب كارد ، خودكشى كرده است و او را در مدرسه‌اى كه ساخته بود مدفون ساختند « 3 » . اما اوضاع مدرسه پس از انقضاء عهد تركان ؛ شهاب الدين كه از اوضاع خونيندل

--> ( 1 ) - جامع التواريخ رشيدى ص 276 ( 2 ) - روضة الصفا ج 4 ص 153 ( 3 ) - راهنماى آثار تاريخى كرمان بقلم نگارنده تحت عنوان قبه سبز ص 102