مولف ناشناخته

336

تاريخ شاهى ( فارسى )

در تاريخ ما داستانها از مسائل زنانه و بعضى حرفها در ميان آمده است ، چنان كه مثلا در مزارات كرمان اشاره شد كه تركان خاتون « از حضرت شيخ شهاب الدين التماس مىنموده كه او را در حباله نكاح خود درآورد » و حرفها و سخن‌هاى ديگر . اما از حق نبايد گذشت كه بسيارى ازين داستانها ساختگى بوده است . خوشمزه‌ترين داستانى كه در باب حجره‌هاى مدرسه تركان داريم اينست كه مجد خوافى منشى صاحب ذوقى - كه خودش زنى از كرمان گرفته و سالها بقول خودش در شهر كرمان ، در مدرسه تركان وعظ ميگفته است » ( روضه خلد ص 51 ) - مىنويسد : « . . . تركان كرمان ، رحمة اللّه عليها ، چون مدرسه قطبيه را تمام كرد ، الحق سرايى بدان لطافت نديدم و بنائى بدان ظرافت نشنيدم . . . چهار صفهء [ آن ] چون پنج جاده حواس مستقيم ، و شش جهت او چون بنياد هفت فلك قويم . . . ائمه و طلبه را اجلاس فرمود . يكى از وزراى دولت او روزى در خانهء طالب علمى بگشاد . و نظرش بر فعلى مستنكر افتاد ! بسمع تركان رسانيد . وزير را ملامت كرد ، و طالب علم را كنيزكى بخشيد ، و بفرمود تا درها را بند بر قفا نهادند . . . » ( روضه خلد ، تصحيح محمود فرخ ص 16 ) مجد خوافى كه آدم شوخ و خوش مشربى بود ، و حوالى 675 يا 680 ه ( 1276 يا 1281 م ) يعنى در همان سالهاى حكومت تركان خاتون و ساير قراختائيان در گذشته است و سالها در كرمان بوده ، بمناسبات و شوخيهايى كه در حضور تركان صورت مىگرفته اشاره‌اى دارد ، و مىگويد : « . . . شنيدم كه تركان كرمان ، هركسى را از ائمه ، مكانى معين فرموده بود برحسب تأخير و