مولف ناشناخته
337
تاريخ شاهى ( فارسى )
تقديم . . . مولانا نور الدين مقدم بر مولانا اشرف بحرى مىنشست . . . روزى اتفاق برعكس افتاد ، نور الدين منفعل شد . تركان پرسيد كه موجب چيست ؟ اشرف گفت : به اجازت مثلى بگويم ؟ تركان اشارت فرمود . گفت : وقتى در شهر سيستان مىگذشتم ؛ شخصى را به خصيه آويخته بودند ! فرياد مىكرد . خصيه به او مىگفت : مرا همه سال از تو آويختهاند ، صبر مىكنم و نمىنالم ، يك ساعت كه تو را از من آويختهاند اين همه فرياد چيست ؟ تركان را خندهء بسيار آمد و مرتبه وى بالا فرمود » . ( روضه خلد ص 255 ) . با همه اينها ، مجد خوافى كه خود مدرس مدرسهء قطبيهء كرمان بوده ، هم اقرار دارد كه تركان خاتون پا بر سر خواستهاى نفسانى نهاده بوده است ، او گويد : « . . . تركان كرمان . . . كه كنيزك سلطان قطب الدين بود . چون سلطان را در يزد وفات نزديك رسيد ، تركان را بخواند ، و مملكت كرمان تسليم او كرد ، و او را وليعهد خود ساخت . تركان ، قفل بر زير جامهء خود نهاد ! و چهل سال پادشاهى كرد » . ( روضه خلد ص 189 ) . ( 121 ) - ص 290 ، بلكا ملك ، بلكا در لغت ترك به معنى حكيم و دانشمند است . ( كاشغرى 1 / 11 ) .