مولف ناشناخته

310

تاريخ شاهى ( فارسى )

( 86 ) - ص 235 ، كرمانشاهان يزد . در باب اين آبادى - كه باز به اشتباه منسوب به گنجعلى خان شده است - رجوع شود به گنجعلى خان ص 87 . ( 87 ) - ص 235 ، منال و انصباء . اصطلاحى است در كشاورزى كرمان . در كوهستان ما - پاريز - هنگام تقسيم خرمن ، بعد از وضع مرسوم يعنى حق نجار و آهنگر و دلاك و غيره ، صدى 30 را به زارع مىدهند به نام « انصبا » و صدى هفتاد سهم مالك است به نام « منال » ، و مجموع آن را منال و انصبا گويند و به همين املاء هم نويسند . كلمه انصبا در صفحه 244 متن به همين صورت صحيح ضبط شده است . ( 88 ) - ص 235 ، جوين ( ؟ ) آباديى بدين نام در كرمان نداريم . ولى « گوئين » و « دودران » دوآبادى مهم در كوهستان پاريز هستند . ( 89 ) - ص 236 ، ( سال 673 ه / 1274 م ) مساوى 660 ارتفاعى است . در واقع اين سال ارتفاعى - يعنى برداشت محصول - براساس سال شمسى حساب مىشده و در حكم همان سال خراجى بوده است كه در روزگار سلجوقيان كرمان محاسبه مىشده - برطبق سالهاى شمسى - و در آن روزگار شش هفت سال تفاوت داشته و درين مدت دويست سال بعد از سلجوقيان حدود شش سال بيشتر ، يعنى نزديك 13 سال شده است . در تاريخ سلجوقيان و غز در كرمان سال 561 خراجى برابر 568 هلالى بوده است . ( سلجوقيان و غز در كرمان ص 76 ) . ( 90 ) - ص 236 ، حرز شرف الدينى . حرز و حزر ( با تقديم زاء ) هردو به معناى برآورد محصول و ماليات‌بندى زمين است . اين عمل را در كوهستان ما حزّارى گويند كه عمل حزار باشد . اين عنوان هم براى شرف الدين ماند : حرز شرف الدينى ، مثل قهوه قجرى ، و قباى حسنى ، و پالان عليشيرى ، و راه شاه عباسى ، و وباى سردارى !