مولف ناشناخته
311
تاريخ شاهى ( فارسى )
( 91 ) - ص 237 ، « زمين را قصبه كردن » قصب كردن زمين ( با فتح صاد ) امروز هم در كرمان مرسوم است . ظاهرا سنجيدن زمين با نى صورت مىگرفته ، و هر نى را معمولا 5 گز مىگرفتهاند و 5 * 5 متر زمين جمعا 25 گز مىشده ، يعنى يك قصب . بنابراين هرجا صحبت از قصب است ، در كرمان ، مقصود 25 گز مربع زمين است . ( 92 ) - ص 239 ، بهمناباد ، دهى است از دهستانهاى كشكوئيه رفسنجان بر سر راه انار . اما معلوم نيست قصد مؤلف همين محل باشد ، يا آبادى ديگرى در حوالى جيرفت بوده است . ( 93 ) - ص 240 ، سنگر ملك ، به قول ناصر الدين منشى « از طبقه ملوك و امرا و اتراك بود » ( سمط العلى ص 34 ) . ولى در كرمان اصولا كلمه سنگر را براى غلامان و سياهپوستان به كار مىبرند ، و هنوز هم « سنگورو » لقبى است كه براى اشخاص سياهپوست يا سياهبشره داده مىشود . ( 94 ) - ص 241 ، كلمه تازيك ، همهجا در برابر ترك - خصوصا تركمانان سلجوقى - به كار رفته است . هم امروز نيز در كوهستان ما پاريز ، طايفهاى هستند بنام قرائى - كه حدس من اينست كه از بقاياى قراختائيان بوده باشند ، اين طايفه ، غير قرهاى را بنام « تاجيك » خطاب مىكنند . رجوع شود به شرح درباره شمس الدين تازيكو در اواخر همين تعليقات . ( 95 ) - ص 241 ، عين عبارت غضبان قبعثرى به حجاج بنابر ضبط عقد العلى چنين است : « . . . چون باز پيش حجاج شد ، احوال كرمان پرسيد ، گفت : ماء هاوشل ، و تمرها دقل ، و لصها بطل ، ان قل الجيش بها ضاعوا ، و ان كثروا جاعوا . . . » ( عقد العلى ص 64 ) . ( 96 ) - ص 241 ، اكره ، عمله و اكره امروز هم به كار ميرود براى كارگران و كرايهكاران . ( 97 ) - ص 243 ، ورث الوزاره . . . اين بيت از رستمى است . ( عقد العلى به نقل از نهاية الارب ) .