مولف ناشناخته
225
تاريخ شاهى ( فارسى )
لكل ؟ فارس ، منكبغا ؟ اربغا ، اياجى ، بمى ؟ چريك ؟ ستلمش ، سليمان بغدادى ، بكباس ؟ ، على نكودرى ، آينه خواجه ، عمر خواجه ، امير محمد ، بغا قتلغ ، كوندغدى مبارك پادشاه ، جوهر طشتدار ، بدر ، دينار ، مبارك نوبى ، مبارك ، شادى مطبخى ، اسامى جوارى ، ججك جاريه ، التون ، قتلغ ، برف ، لكمد ، مرواريد ، موزون ، گلچين مقنعهباف ، بنفشه مقنعهباف ، نورستى ، اكدش ، نوش ، مرجان ، حرير ، نشاط ، الماس ، ملكه ، يرغلغ ، شيرين ، نفيسه ، « 1 » شكر بغدادى ، قسبى ؟ الدش ، اكدس نوبى ، زليخا ، مبارك ، ملكا ، شكر ، خديجه ، گلخاتون ، زمرد كرمانى ، زبيده ، ياقوت ، شيرين . و شرط فرموده كه هريكى را از غلمان هر سال هفتصد بيست من گندم و مبلغ [ 442 ] پانزده دينار بدهد ، و هريكى را از جوارى مبلغ پانصد و چهل من گندم و مبلغ ده دينار زر رايج بدهند ، و بعد از آن به فرزندان ايشان . و توليت اين اوقاف مفوض به اولاد است . و اللّه اعلم . و ديگر از موقوفات او - انار اللّه برهانها - آسياب بهرامجرد است : اين آسيابى است كه واقع است در نفس بهرامجرد 79 ، و جز اين آسياب در ديه بهرامجرد نيست ، و اين آسياب از ملّاك و ارباب آن به بيع شرعى به وكلاء ديوان خداوند تركان منتقل شده است . و اين آسياب مذكور داير است بر كاريزى كه خداوند تركان تجديد اساحة آن فرموده است ، و آن آب به ديه چاروك مىآيد ، و آب رود هم مدد اين كاريز مىشود . اين آسياب مذكور وقف فرموده است بر مزار معروف متبرّك كه در ديه اردشين جوين افتاده است - با جملهء حقوق و مرافق و توابع و آلات و ادوات [ 443 ] آن - آنچه از چوب است و آنچه از آهن و سنگ است - وقفى لازم مسجل محكوم ، تقبل اللّه منها .
--> ( 1 ) - در اصل : انفيسه ؟ ايفنه ؟