مولف ناشناخته

ديباچه 28

تاريخ شاهى ( فارسى )

و مشهور است و وجود دارد و باقى ماندن نسب سلسلهء سادات يك ناحيه هم هيچ استبعادى ندارد ، علاوه بر آن آنطور كه در شرح حال افضل ديديم ، او هرگز ادعاى سيادت نكرده و از اجداد خود نام نبرده كه از سادات خبيص ( شهداد ) باشند و بقراين بسيار ، افضل اهل كوهبنان بوده است . نكتهء ديگرى كه اصالت قسمت عمدهء تاريخ سلاجقه را به محمد بن ابراهيم مىرساند اينست كه اين نويسنده و مورخ ( غارتگر نه ، بل امانتدار ) در بيشتر صفحات كتاب خود ، هرجا از افضل نقل كرده ، نام او را بصراحت برده است و حتى در فضايل او نيز شرحى پرداخته « 1 » و بنابراين همان كارى را كرده است كه امروز مورخين دقيق و امانت‌دار كرده و ميكنند يعنى مطالب تاريخ را از كتب متقدم با ذكر مأخذ نقل كرده است : « افضل الدين كرمانى گويد كه من از دور مىشنيدم كه شرف الدين . . . ( ص 79 ) » « به نحوى كه افضل الدين ابو حامد احمد بن حامد كه معروف است ذكر كرده و چون بر قول او اعتماد است اكثر احوال قاورود شاه از تاريخ او استخراج شده بقلم ميآيد » ( ص 36 ) . « افضل الدين ابو حامد أحمد بن حامد الكرمانى در تاريخ بدايع الازمان فى وقايع كرمان ميگويد كه من در . . . ( ص 58 ) » « افضل كرمانى ميآورد كه هرچند درين باب با وى به تعريض و . . . ( ص 42 ) » . و چندين جاى ديگر كه واقعا امانتدارى او شايد از وسواس خود آقاى دكتر نيز در اين مورد بيشتر بوده است . در مورد سبك انشاء او نيز بايد گفت كه البته سبك قسمت عمدهء تاريخ سلاجقه با سبك دورهء صفوى متفاوت است ولى اين سبك را ما در قسمتهائى كه مطمئنا از محمد بن ابراهيم دانسته‌ايم نيز مىيابيم و البته او چون تحت تأثير بدايع بوده است ، هرجا نيز كه خود مطلبى نگاشته از سياق او خارج نشده است . دليل ديگرى كه بر اصالت قسمت عمدهء تاريخ سلاجقه از محمد بن ابراهيم

--> ( 1 ) - تاريخ سلاجقه ص 36