مولف ناشناخته

ديباچه 29

تاريخ شاهى ( فارسى )

داريم اينست كه گاهى اشعار و امثالى ميآورد كه اصولا مربوط به زمان بعد از افضل بوده است مثلا جائى كه ميگويد : « املح المتقدمين و افصح المتأخرين حافظ شمس الدين محمد شيرازى در باب چنين صوفيان گفته : صوفى نهاد دام و سر حقه باز كرد * بنياد مكر با فلك حقه باز كرد بازى چرخ بشكندش بيضه در كلاه * زيرا كه مكر و شعبده با اهل راز كرد « 2 » مسلم است كه حافظ شاعر اواخر قرن هشتم نميتواند از گور درآيد و شعر خود را به نويسندهء كتاب ، ( افضل كرمان متوفى اوايل قرن هفتم ) بامانت دهد . بهرحال ، محمد بن ابراهيم ، هيچ خدمتى كه نكرده باشد ، قسمت مهمى از تاريخ بدايع را براى ما حفظ و نگاهدارى كرده است و بدين طريق بايستى او را از مورخين و خادمين تاريخ كرمان دانست . تاريخ سلاجقه تا وقايع 619 ه را دارد و گمان نميرود افضل تا اين تاريخ زنده بوده باشد ، و الا المضاف را به وقايع 613 ببعد هم مىرساند . پايان تاريخ سلاجقه اين عبارت است : « گفتار در ساير احوال كرمان على سبيل الاجمال تا سنهء 619 كه كرمان بر دست قتلق سلطان براق حاجب مفتوح شد . . . و چون احوال قتلق سلطان مفصلا در كتب تواريخ مذكور است ، عنان قلم . . . » بدين طريق كتاب محمد بن ابراهيم ناتمام مانده ولى طبعا مطالبى بعد از آن داشته مربوط به قراختائيان و بسا كه تا زمان مؤلف قرن دهم و يازدهم هجرى هم رسيده بوده است كه متأسفانه فعلا از آن اطلاعى نداريم . اين كتاب را نگارنده در سال 1343 تصحيح و چاپ كرده‌ام و متأسفانه تجديد چاپ و تصحيح مجدد آن به علت غفلت ناشر ، در بوته چاپ افست مدفون شده است .

--> ( 2 ) - تاريخ سلاجقه ص 59