مولف ناشناخته

167

تاريخ شاهى ( فارسى )

آن [ 323 ] خون ساخت و علاج آن درد بىدرمان در ساختگى آن معجون شناخت ، به طعنه جهان گفت چون سلجوق باز نخفت تا علاء الدوله را بر بستر فنا خوابانيد و به عاقبت خلاص نيافت تا بر پى ايشان به قرار خانهء عقبى شتافت . هر آنكس كه دارد روانش خرد « 1 » * بداند كه اين نيك و بد بگذرد همه رفتنىايم و گيتى سپنج * چرا بايد اين درد و آزار و رنج

--> ( 1 ) - در اصل خبر .