مولف ناشناخته
129
تاريخ شاهى ( فارسى )
فصل در ذكر مرحمتى و شفقتى كه در قحط و غلا بر فقرا و مساكين كرد در شهور سال ششصد و شصت و دو از علامات الجو و آثار علوى آتشى در هوا پيدا شد كه اهل نجوم آن را ذو ذؤابه مىگويند و در ثمرهء بطلميوس و ديگر كتب احكام آورده است كه ظهور اين علامات اقتضاء خشك سال كند ، و اين آتش كه ظاهر شده بود با اجرام فلكى دورانى مىكرد ، و مطالع او مختلف و متبدل مىگشت : در اوايل ظهور نماز شام در جانب مغرب پيدا مىآمد بعد از شش هفت ماه چنان شد كه به وقت صبح در جانب مشرق با ديدار مىآمد ، و بعد از هشت نه ماه چنان شد كه خطى شعاعى مستقيم از مشرق تا مغرب كشيده مشاهده مىافتاد . و در چهاردهم ذى الحجه ازين سال بود كه صاحب مغفور فخر الملك شمس - الدولة و الدين محمد شاه 30 - طيب اللّه ثراه و جعل الجنّة مثواه - [ 248 ] جهان فانى را وداع كرد و روى توجه به نعيم باقى آورد ، و اهل كرمان وفات آن خواجهء نيكو سيرت و آن وزير خوب خصلت كه همواره بال اشبال بر سر ضعفاء امت گسترده بودى و دست و زبان لطف و شفقت در باب و بارهء رعاياى مملكت گشاده - از نحوست آن علامت مىدانستند ، و از شومى آن شكل مىشناختند . و به حقيقت