مولف ناشناخته

128

تاريخ شاهى ( فارسى )

و بضايع انوار جبروت درين گنج مدخر گردانيد ، لقب كنز الفقرا و حرز الضعفا كه از اسماء حسنى پروردگار است بر سبيل تمثيل وصف گنجينه اين سينه را وضع كرده‌اند و قلادهء تقليد رجاء المؤمنين و راحم المساكين - كه از نعوت جلال رب الارباب و مالك الرقاب است - به مثابت نيابت در گردن تعهد اين معصومه افكنده‌اند [ 246 ] دست تصرف ظالمان كه به رنگ بيداد آلوده باشد از آن ممنوع است و پاى تردد غاصبان كه طريق معاصى مسلوك داشته باشند از آن مقطوع ، شعر : دست غاصب از اين بود كوتاه * هيچ ظالم بدين نيابد راه و حكايتى مأثور است از محمد حسين صغانى - كه از اكابر شجعان فرس بوده است - كه شبى - در فراغت جائى - جهت استعمال به طلب كلوخى دست به زمين رسانيده است ، چيزى در زير دست او بجنبانيده است ، آن را محكم گرفته است كه از تصرف او بيرون نيايد ، چون ديده است كبكى بود . اصحاب تواريخ در صفت شجاعت و جلادت و دليرى و پردلى او كه چه مبالغت‌ها كرده‌اند و در اوراق كتب و دفاتر براى تعجب آورده . و اگر مردم از در انصاف در آيند و به نظر تحقيق درين حال نگرند دانند كه اين صبر و سكون كه ازين معصومهء جهان صادر شده است [ 247 ] جز قوتى الهى و تأييد ربانى نيست .