مولف ناشناخته

113

تاريخ شاهى ( فارسى )

چون بنياد سراى عدل و داد بساخت به كار آيين جود و سخا و رقت و رحمت پرداخت ، كرم غريزى و رحمت طبيعى او به تفقد احوال ضعفاء عباد و فقراء بلاد برخاست و هركجا بشنيد و بدانست كه بيچاره‌اى به لگدكوب روزگار در زاويهء ادبار ممتحن گشته ، [ 224 ] يا درمانده‌اى به دست تعدى بلايى و عنايى مبتلا شده همت عالى او از پاى ننشست تا آن خستگى را به مرهم لطفى تدارك فرمود و آن شكستگى فساد او را به جبر مرحمتى به اصلاح آورد .