مولف ناشناخته
108
تاريخ شاهى ( فارسى )
ملك ايستادگى نمايند و سپاه و رعيت را به راه معدلت و راه معدلت و راستى بدانند و بدارند . و بدين منوال يارليغ فرمود كه نوشتن ، كه خاتون ، ولايت و رعيت را براند و داماد ، لشكر را نگاه دارد . بايد كه لشكر و رعيت هردو مطيع و منقاد باشند و فرمان ايشان را فرمان ما دانند . و خداوند تركان ، دست همت و نهمت بر كار [ 214 ] عمارت مدرسهء مقدسه و گنبد مرقد مصروف داشته بود و در هفته سه روز به زيارت مىآمد و از حال عمارت تفحص به جد مىفرمود . در اوايل ماه شوال بود - از اين سال - كه اين حصص و اشقاص كه از جهت صداق به وى منتقل شده ، بر مدرسهء مقدسه و گنبد مرقد ، وقف فرمود و قضات ممالك به تسجيل وثايق و مكتوبات آن قيام نمودند . و اين تفصيل آن است : . . . . « 1 » مقدسه سى و سه سهم از جملهء صد سهم - كه مجموع سهام ديه شاهيجان 24 حومه است و با آن بههم صيغهء هشتاد و پنج سهم از جمله صد و چهل سهم از ديه نهر ملكى زريسف - كه آن را باغ لاچين مىگويند - و در وى محوطى مربع بنا فرمود . و با اين بههم صيغهء چهل پنج سهم از هشتاد و هفت سهم و چهار دانگه سهمى كه مجموع سهام ديه ترودهء حومه است ، و با اين ، بههم صيغهء چهل دو سهم از جملهء چهل و چهار سهم ديه خانوك از ديههاى جنانه جم ( ؟ ) كه [ 215 ] مستغنى است از تعريف و توصيف ؛ و با اين همه صيغهء يازده سهم و نيم از جملهء پنجاه سهم ديه « شش » كه مجموع سهام ديه مذكور است و واقع است به جنب ديه چترود و وار ؛ « 2 » و با اين بهم صيغهء پانصد سبوى از جمله پانصد و پنجاه و پنج سبوى كه آن مجموع جرارويه با قهاباد جوين است . و شرط فرمود كه چهار شخص به تدريس اين مدرسه قيام نمايند ، هر مدرسى باده [ . . . . ] « 3 » بعد از امام و مؤذن و قيّمان كه به خدمت ايستاده باشند چنانچه
--> ( 1 ) - جاى سه چهار كلمه سفيد است . ( 2 ) - شايد : راور ؟ ( 3 ) - يك كلمه سفيد ، شايد : طلبه ؟