مولف ناشناخته

92

تاريخ شاهى ( فارسى )

فصل [ قصهء احوال جامع تاريخ ] قصهء احوال جامع اين تاريخ ، و ذكر توقفى و تأخيرى كه در مجلد سيّم افتاد . در سالهاء آخر از عهد مبارك خداوند مهد اعلى تركان اعظم ، عصمة الدنيا و الدين - انار اللّه برهانها و جعل الجنة مكانها - روزى در اثناء وقفى كه مىفرمود ، بر زبان گهر فشان راند كه عمدهء ثبوت و عماد ثبات كار اين اوقاف ، وثيقه‌اى مىباشد كه در كتاب مىآورند ، و در خريطهء كاغذهاء قومى خاك مىخورد ، و به تقلب احوال و تغلب رجال آن در دست حكم ظالمى مىافتد كه منال آن بكليت مىبرد ، و چون مردم آن روزگار در گذشته مىباشند و طومار اعمار شهود - چون مكتوبهء وقف‌نامه - در نوشته ، هيچكس را بر كيفيت آن وقف وقوفى نمىماند و مال و منال آن به يك بار دست خوش اغيار و پايمال روزگار مىشود ، و ارباب استحقاق [ 184 ] كه مصارف آنند - با وفور احتياج و افتقار - بىبهره مىمانند . بندهء نويسنده به‌واسطهء حجابت صاحب مرحوم ، مجد الملك - طيب اللّه ثراه و جعل الجنة مثواه - عرضه داشت كه : اگر روزگار امان دهد ، بنده را نيت و عزيمت آنست كه اوقاف خداوند تركان با شرايط آن در آنزمان كه توفيق رفيق گشته است و سمت ظهور يافته چون عراوب « 1 » بهتر و مهتر عالم - صلوات اللّه عليه - كه در روزگار حيات و زمان رسالت او منتشر افتاده است - در سالهاء مدت حكم و سلطنت او منتشر

--> ( 1 ) - شايد : غزوات