مولف ناشناخته

80

تاريخ شاهى ( فارسى )

فصل [ در لزوم دبير ] اما دبير در ممالك لابدّست و از وجود او چاره نيست . و آثار قلم دبير در ممالك سايرتر و با بقاتر از آثار راى مشير و وزير ، از انكه آن سوادى بر بياض است و آن امرى ثابت قار الوجود است ( ؟ ) . و آن تدبير امرى هوائيست و آن ثبات ندارد . و دبير مىبايد كه فاضل و متديّن باشد و مراسم كتابت و خطابت شناخته و از هر فنون علم حظّى حاصل گرداند از انكه در نظم و نثر اشارت و حوالة بديگر علوم بسيار افتد بايد كه از آنها بر خبر [ 165 ] باشد ، و چون ازان چيزى اظهار كند دليل باشد بر انكه ازان علم باخبر است ، چنان كه رشيد و طواط در قصيده‌اى مىگويد . بيت : مگر كه سالب كلى شدست كار عدوت * از انكه سالب كلى به عكس بازآيد و اين بيت گواهى مىدهد كه رشيد از علم منطق و حكمت باخبر بوده است . و دبير بايد كه خليق و خوش خوى باشد و از علم تواريخ باخبر ، و در حقيقت ، دبير ، زبان پادشاهست از انكه او از عقل پادشاه به زبان قلم خويش اعلام مىكند و عرض مىدهد ، و بسيار ملكهاء ضعيف به سبب دبير نيك قوى شده است . مأمون خليفه مىگويد مرا بر بنى اميه به هيچ‌چيز حسد نيايد الا به دبير كه دبير ايشان عبد الحميد بن يحيى بود كه در فن بلاغت جهانيان به وى مثل زدندى .