مولف ناشناخته
ديباچه 14
تاريخ شاهى ( فارسى )
مؤلف از آثار افضل كرمان به تفصيل استفاده نموده است و بيشتر استفاده او از بدايع الازمان بوده - نه عقد العلى - و استفادهها هم دقيق نيست : مثل واقعه اتابك سام و طغرل بن ارسلان بن طغرل ( ؟ ) ( ص 52 ) ، يا داستان سگ و بچهزادن آن به الوان مختلف ( ص 86 ) كه از سلجوقيان و غز در كرمان ( ص 39 ) نقل شده و مؤلف به آن اشاره دارد . در فصل مكارم ملوك ، خصوصا ، عقد العلى مورد توجه و تقليد او بوده ، پس از آن استفاده از آثار سنائى - خصوصا حديقه ، و خواجه نصير طوسى ( ص 15 ) ، و آثار سعدى خصوصا ص 19 ، 20 ، 55 ، 97 - كه گاهى عبارات و داستانها عينا نقل مىشود ( ملك زوزن ) . رساله خواجه نصير براى هولاكو را هم عينا نقل مىكند ( ص 39 و ص 100 ، البته تفاوتهائى دارد با آنچه در احوال خواجه نصير چاپ دانشگاه آمده ) . بعضى قسمتها هم بىتناسب در متن هست كه نميدانم چرا وارد شده ، مثلا قصه واقعه بغداد ( فتح بغداد توسط هولاكو ، ص 100 ) كه شايد به علت كمك قراختائيان كرمان به هولاكو ياد شده باشد ، يا ترجمه جاويدان خرد ، در مقدمه كتاب . البته اين كتاب به وقايع سال 690 نمىرسد و آخرين وقايع آنكه ياد شده مربوط به سال 665 ه . ( ص 280 ) و 667 ه . ( ص 282 ) و 668 ه . ( ص 284 و 287 ) مىشود و قسمتى از آن نيز كه صحبت از سال 673 و 686 مىكند ، در غير موقع خود آمده است ( ص 235 ) و من ندانستم آيا مؤلف در تنظيم چنين كرده يا كتاب و صحافان دستكارى كردهاند . مؤلف يكجا اشاره به درآمد خود مىكند ، آنجا كه صحبت از مالياتبندى تازه شرف الدين ظهير الملك است - كه آن را « حرز شرف الدينى » ناميده است ، ( ظاهرا در خشكساليها ماليات گران بسته شده بوده ، سالى كه « در صميم تابستان بادهاى سموم مىجست و اكثر ميوهها را زده مىكرد » ص 237 ) ، و اين مسأله مربوط