مولف ناشناخته
ديباچه 13
تاريخ شاهى ( فارسى )
از مجموع طرز تحرير كتاب چنان به نظر مىآيد كه كسى متن را مىخوانده و ديگرى مىنوشته ، و به همين دليل بعضى فعلها و عبارات بيش از آنكه با اصول نگارش همراه باشد به طرز تلفظ و بيان نزديكتر است . مثلا چندين مورد هست كه فعل سوم شخص جمع به صورت مصدر نوشته شده است : رفتن ، بجاى رفتند ، . . . ، آوردن ، بهجاى آوردند ( ص 118 ) قسمت عمده كتاب در صحافى نيز نامرتب بود كه تا حدود امكان صفحات آن بههم ربط داده شد ، با همه اينها قسمتهائى افتادگى دارد . عجيبتر از همه آنكه دو جا اين افتادگىها به صورتى است كه در وسط صفحه متن قطع مىشود ، و چنان مىنمايد كه نسخه اصلى كه كاتب از روى آن مىنوشته نيز يا افتادگى داشته و يا نامرتب بوده و كاتب عينا از روى آن نسخه برداشته است . يك فرم جملهبندى درين كتاب هست ، كه در كتب تاريخى قديم - خصوصا تاريخ سلجوقيان و غز در كرمان - به كرات تكرار شده ، و آن ناقص ماندن فعل جمع است در موردى كه دو جمله پشت سر هم آمده باشد مثلا « . . . و درين معنى تظلمها داشتند ، و قصهها رفع كرد . . . [ بجاى رفع كردند ] » ( ص 16 ) : « طايفهاى از حساد بر آن واقف شدند ، و ملك را انهاء كرد [ يعنى انهاء كردند ] « ( ص 20 ) ، ديگر از وظايف وزراء آنست كه دست تصرف از مال خلايق . . . كوتاه دارند ، و به هيچ نوع از انواع آن شروع ننمايد ، و به خيالهاء باطل . . . حوالى آن نگردد » ( ص 26 ) . بعضى كلمات هست كه در آن عصر به ندرت به كار ميرفته و اثر مغولى و ختائى دارد ، مثل « ياغى » ( ص 40 ) ، يا كنجاج ، بجاى كنگاش به معنى مشورت ، ( ص 267 ) . يا كلمه قرچيان ( ص 464 ) - قورچيان . كتاب البته به دستور پادشاه خاتون نوشته شده بوده است و مؤلف - اگر ابو سعيد باشد - در قسمت اول كتاب كه آن را در اخلاق مدنى نگاشته ، اشاره مىكند : « اينست سخنها [ در خرج پادشاه ] ، و شرح هريك دراز گردد ، اگر فرمايند آن هم نموده آيد » ( ص 45 ) .