مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )
94
تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )
جنگ را يكسره كند . چنگيز خان ، و اونگ خان هر دو نيز در بازگشت ، دستجات خويش را مهيا ساختند و گفتند : « بجنگيم » . ولى چون ديروقت بود ، [ طرفين ] گفتند : « فردا خواهيم جنگيد » ؛ و با حفظ صفوف جنگى خوابيدند . پس اونگ خان ، در پيشاپيش بيرقش آتشى افروخت و با استفاده از شب [ كنار رود ] قراسائول « 1 » را پيش گرفت و رفت . 160 - جاموقه نيز با اونگ خان به حركت درآمد و به اتفاق وى رفت . جاموقه به اونگ خان گفت : « از مدتها پيش بين تموچين آنداى ما و نايمانها ، ايلچيانى ردوبدل مىشوند . حال وى [ با ما ] نيامده است . خان ، خان ، من يك . . . . . . . . « 2 » مىباشم ، كه بدون تحرك ماندهام . آنداى من يك . . . . . . . . « 3 » مىباشد ، كه . . . « 4 » پرواز كرده است . شايد نزد نايمانها رفته باشد . وى مانده تا مطيع آنان گردد » . پس از سخنان جاموقه ، گورين بهادر اوبچيقتاى « 5 » گفت : « چگونه براى چاپلوسى ، مىتوان به چنين برادر وفادارى تهمت زد ؟ » . 161 - چنگيز خان آن شب خوابيد و صبح زود ، هنگام سپيدهدم ، چون گفت : « بجنگيم » و به طرف جبههء اونگ خان نگريست ، وى را آنجا نيافت . چنگيز خان گفت : « ايشان مىخواستند ما را در ديگ بپزند » ؛ و از آنجا رفت و از گردنهء آتار آلتاى « 6 » گذشت و . . . . . . . . « 7 » در ساارى كاار از اسب به زير آمد . از آن پس ، چنگيز خان و قسار كه به كنه كار نايمانها پى برده بودند ، با آنان بهمنزلهء سرباز رفتار نكردند . 162 - كوكسائو سبرق ، كه به تعقيب اونگ خان پرداخته بود ، زنان و پسران سانگگوم و افراد خاندانش را اسير كرد . سرانجام وى پس از آنكه اونگ خان كه در تالاگاتواماسر بسر مىبرد ، [ از آنجا ] بازگشت ، نيمى از افراد ، گلهها و خانومانش را اسير كرد و به يغما برد . هنگام اين جنگ قوتو و چيلااون ، افراد خود را كه در آنجا بودند ،
--> ( 1 ) - Qara - Sa'ul ( 2 ) - هينيش « پرندهء سفيد » ترجمه كرده و لغت مغولى آن « qayiruqana » است . ( 3 ) - هينيش « چكاوك » ترجمه كرده و لغت مغولى آن « bildu'ur » است . ( 4 ) - هينيش « جداگانه » ترجمه كرده و مغولى آن « ajira » است . ( 5 ) - Gurin - ba'atur از ايل Ubciqtai ( 6 ) - Atar - Altai . ( 7 ) - هينيش « حركت كرده » ترجمه كرده و مغولى آن « godoluksayar godolju » است .